تبليغاتX
< موج سبز آزادی / در چشمه ساران آزادی
زنجيره‌ي اينترنت سبز صفحه‌ي اصلي | ارتباط با ما | كل مطلب وبلاگ | اعتماد ملي | آرشيو مطالب | آر.اس.اس| پروفايل مدير آخرين مطالب ارسالي: | رسایی: هاشمی در انتخاباتی که خاتمی رای آورد تقلب کرد! | نادران با اعتراض جلسه مجلس را ترك كرد | شركت توليد كننده باطوم براي بسيجيان شناسايي شد! + مشخصات كامل | لشگر مخلص خدا؟ | فرمانده نیروی انتظامی خبر از محدودیت بیشتر داد | گزارش تفصیلی «موج سبز آزادی» درباره جایگاه غلام‌علی حدادعادل در نظام قدرت فعلی:‌ | بیانیه سازمان دانش آموختگان | آخرین وضعیت زندانیان سیاسی | چراامثال آیت الله محمد یزدی وآیت الله علم الهدی و...در برابرگفته های حسینیان واهانت به امام حسن مجتب | دومین روزشماره کودتای 22 خرداد | خبرگزاری فرانسه | برای اننقال مخابرات از دولت به سپاه و بیت رهبری | ادعای هفته نامه اشپیگل آلمان و روزنامه گاردین انگلیس | 13 آبان- تهران |
استعفای موسوی از فرهنگستان هنر ؟
شفاف : میرحسین موسوی اواخر همین هفته از سمت ریاست فرهنگستان هنر استعفا می دهد .

یک منبع آگاه به خبرنگار شفاف ضمن اعلام این مطلب گفت : موسوی تصمیم دارد دوشنبه 18 آبان ماه  در کنفرانسی مطبوعاتی از سمت خود در فرهنگستان هنر استعفا دهد و دلایل خود را در این زمینه تشریح کند .

این در حالی است که موسوی طی چند ماه گذشته در جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز شرکت نکرده است و برخی منابع خبری گزارش داده اند که تماس هاشمی رفسنجانی با وی برای بازگشت به مجمع نیز بی ثمر مانده است .

در همین حال وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز با تأیید تغییر در اساسانامه فرهنگستان هنر از تغییرات در اعضای هیئت امنای این فرهگستان خبر داد .
نوشته شده در تاريخ سه شنبه نوزدهم آبان 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

مناظره‌ای با حضور مصطفی کواکبیان، نماینده مردم سمنان در مجلس هشتم و حجت‌الاسلام رسایی نماینده مردم تهران در مجلس هشتم با محور "قانون و قانونگرایی" از سوی بسیج دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد. 


به گزارش ایسنا، در این نشست حجت‌الاسلام و المسلمین رسایی گفت: فرقی ندارد چه کسی قانون‌شکنی می‌کند، چه رسایی باشد و چه کواکبیان. امام فرموده‌اند اگر من هم سخنرانی کردم که موجب تشنج شد ارگان‌های نظامی و انتظامی موظفند من را دستگیر کنند. حال دوستان ما شاکی‌اند که چرا 140 نماینده مجلس از فردی شکایت کرده‌اند. این دستور امام است نه حرف ما. وقتی امام چنین درباره خود می‌فرمایند دیگر استثنایی وجود ندارد چه رسایی باشد، چه فلان نخست‌وزیر فلان جا.

 کواکبیان در واکنش به گفته‌های رسایی اظهار کرد مردم در زمان امام، بنی‌صدر را انتخاب کردند و با آنکه امام با او مخالف بود اما چون مردم او را انتخاب کرده بودند امام نیز حرفی نزد. من از آقای رسایی می‌خواهم که نگویند نخست‌وزیر فلان جا، ایشان نخست‌وزیر امام بودند و هشت سال دفاع مقدس. حال اینکه با ایشان بد هستند موضوع دیگری است، اما در مناظره‌ای در محیط فرهنگی به ادبیات‌شان بیشتر توجه کنند.

 وی در ادامه گفت: آقای رسایی صحبت از شکایت به میان می‌آورند و باید بگویم خود کلمه این شکایت از نظر حقوقی غیرقانونی است؛ شکایت همیشه باید در زمانی باشد که شاکی متضرر شده است، 140 نفر که هیچ، همه مجلس می‌توانند اعلام جرم کنند این دیگر نیازی به نماینده بودن یا نبودن ندارد در این صورت من هم به شخصه از آقای احمدی‌نژاد اعلام جرم می‌کنم؛ اما شکایت قواعد خود را دارد.

 رسایی در ادامه در پاسخ به سخنان کواکبیان گفت: من نگفتم نخست‌وزیر فلان جا، من گفتم نخست‌وزیر زمان جنگ، آقای موسوی شما به تعبیر و اسناد امام یک دیکتاتور است چرا من باید خجالت بکشم که با صحبت‌های امام تطبیق می‌دهم. امام می‌فرماید وقتی چیزی قانونی شد کسی که بخواهد مردم را تحریک کند مفسدفی‌الارض است باید او را به دادگاه‌های مفسدین فی‌الارض ببرند. ایشان می‌فرمایند اگر کسی رای می‌آورد که شما آن را قبول ندارید آرام بیایید و بگویید من آن را قبول ندارم.

 به گزارش ایسنا، در این هنگام تنش‌هایی میان برخی دانشجویان حاضر در جلسه رخ داد و رسایی خطاب به دانشجویان گفت: کسی که در جلسه‌ی مناظره می‌نشیند، باید تحمل آن را داشته باشد. حال می‌خواهد انقلابی باشد یا ضدانقلاب.

 کواکبیان نیز در پاسخ به این گفته‌های رسایی گفت: آقای رسایی تمام دانشجویان ما انقلابی هستند و ما در این جمع ضدانقلاب نداریم.

 رسایی به گفته ‌های خود این چنین ادامه داد: از نظر امام میزان رای اکثریت است و شانزده سال با چماق میزان رای اکثریت است عده‌ای بر سر حزب‌الله می‌کوبیدند، آقای کواکبیان شما که می‌گویید نظر امام همراهی نظر مردم بود، مردم‌مان نظرشان را پای صندوق‌های رای می‌گویند. مگر زمان آقای خاتمی اینطور نبود.

 در این هنگام عده‌ای از دانشجویان فریاد زدند، نه، رسایی پاسخ داد: آفرین، پس معلوم است که دولت آقای هاشمی تقلب کرده است. آقای کواکبیان اگر دو روزنامه بگویند که انتخابات قابل قبول نیست آن هم روزنامه‌هایی که وقتی شب آقای احمدی‌نژاد در تلویزیون سخنرانی دارند فردا صبح آن روز نقد گفته‌های او را در روزنامه می‌زنند، قابل قبول نیست. آن‌ها خود را صدای عدالت و مردم‌سالاری می‌دانند، نخیر این خبرها نیست. نظارت‌ها باید جدی‌تر شود.

 وی افزود: ایشان می‌گویند شاکی باید متضرر باشد آیا وقتی 40 میلیون نفر رای دادند شاکی متضرر نشده، آقای کواکبیان این رسایی نیست که می‌گوید باید از آن شخص شکایت کرد، بلکه خمینی می‌گوید

 به گزارش ایسنا، کواکبیان در این مناظره خطاب به رسایی اظهار کرد: تعابیری که به کار می‌برید تحریک‌کننده است. خود شما این جلسه را دیکتاتوری می‌کنید. ما هرجا که کم می آوریم خود را پشت سر امام (ره ) و ولایت قایم می‌کنیم ، باید بگویم پوست، گوشت این دانشجویان اعتقاد به امام (ره) است. یکی از موارد دیکتاتوری این است که دانشجو را در مقام افراد ضد ولایت فقیه قرار می‌دهیم در صورتی که هیچ کس این گونه نیست.

 به گزارش ایسنا کواکبیان در ادامه مناظره اظهار کرد: مگر آقای احمدی نژاد جشن پیروزیش را قانونی برگزار کرد؟ بحث ما این است که وقتی شورای نگهبان نتیجه انتخابات را رسما تایید نکرده بود او جشن پیروزی گرفت.

 رسایی با اشاره به جشن پیروزی احمدی نژاد گفت: این حوادث از آنجایی شروع شد که یک نفر 11 شب جلوی تریبون رفت و اعلام کرد من پیروز انتخابات هستم و آیا این طراحی از قبل نبود که در آن شب بگوید اگر من برنده نشدم تقلب شده است ؟

 کواکبیان در ادامه پاسخ داد: اگر آقای موسوی 11 شب اعلام کرد که من پیروزم ، خبرگزاری رسمی کشور ساعت  9:30 شب اعلام کرد که احمدی نژاد با 63 درصد پیروز است. جالب این است که زمانی که آقای احمدی نژاد در مصلا برنامه گذاشته بود کسی که به جای ایشان در یک میتینگ انتخاباتی صحبت کرد آقای الهام به عنوان عضو رسمی شورای نگهبان بود.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه نوزدهم آبان 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

نادران با اعتراض جلسه مجلس را ترك كرد

الیاس نادران،نماینده مردم تهران در اعتراض به از دستور خارج كردن لایحه هدفمند كردن یارانه‌ها صحن علنی مجلس را ترك كرد.

به گزارش خبرنگار پارلمانی ایلنا از دستور خارج شدن لایحه هدفمند كردن یارانه‌ها موجب اعتراض بسیاری از نمایندگان شد.


گفتنی است روز یكشنبه به علت ابهامی كه در پیشنهاد غلامرضا مصباحی مقدم وجود داشت این پیشنهادبه كمیسیون ویژه رفت تا در مورد آن بررسی‌های بیشتری شود چرا كه افرادی همچون جمشید انصاری كه از اعضای این كمیسیون ویژه بودند از وجود چنین پیشنهادی اظهار بی اطلاعی كرده بودند.


همچنین از صبح امروز افرادی همچون احمد توكلی، الیاس نادران، مصطفی كواكبیان، جمشید انصاری نسبت به از دستور خارج شدن لایحه هدفمند كردن یارانه‌ها و عدم بررسی دیگر پیشنهادی الحاقی نمایندگان اعتراض كردند.

لاریجانی در پاسخ به تمام این تذكرات گفت: باید در انتظار پاسخ كمیسیون ویژه باشیم.


نمایندگان نسبت به عدم بررسی دیگر پیشنهادات الحاقی اعتراضات وسیعی داشتند.


كواكبیان نیز از مشوش شدن افكار عمومی ابراز نگرانی كرد.


پس از این تذكرات با وجود آنكه مجلس در حال رای‌گیری برای انتخاب یك حقوقدان عضو شورای نگهبان بود الیاس نادران به حالت اعتراض با عصبانیت جلسه علنی را ترك كرد با وجود اینكه افرادی همچون حسینی نماینده گچساران قصد بازگرداندن وی را داشتند نادران با حالت بسیار عصبانی جلسه علنی را ترك كرد

نوشته شده در تاريخ سه شنبه نوزدهم آبان 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

شركتي كه باطوم‌هاي بسيجيان را توليد مي‌كند شناسايي شد. در تصوير زير كارتن باطوم رو مي‌بينيد در راهپيمايي روز 13 آبان كه روي آن نام شركت در ج گرديده .

مشخصات شركت " نور نگين هشتم" :

شماره ثبت : 271700

موضوع شرکت: خدمات مهندسي توليد و نصب و راه‎اندازي ماشين‎آلات تعميرات اساسي خريد و فروش صادرات و واردات کليه کالاهاي مجاز بازرگاني

آدرس : تهران- شهرک ژاندامري - خيابان آرش- خيابان الوند4 - پلاك 426

سرمايه شرکت: مبلغ 100/000/000 ريال

هيئت مديره : پيمان دميرچلي به سمت عضو هيئت مديره، عليرضا دميرچلي به سمت رئيس هيئت مديره، پيمان کيائي به سمت نائب رئيس هيئت مديره، پيمان کيائي به سمت مديرعامل براي مدت نامحدود انتخاب گرديدند.

لازم به ذكر است براي شناسايي و پيدا كردن آدرس و شماره تماس مديران شركت در حال تلاش هستيم چنانچه دوستان اطلاعاتي دارند در اختيار جنبش قرار دهند.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه نوزدهم آبان 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

بسیج  لشگر مخلص خداست. در و دیوارهای شهر و کتابهای مدرسه و صفحه های تلویزیون مدام می کوشیدند این جمله را در سر کودکان فرو کنند. اما بسیجی که ما در زندگی روزمره دیدیم هر چه بود مخلص نبود، لشگر خدا بود یا نبود را باید از خود خدا پرسید. برای نسل ما در مدرسه، بسیجی خبرچین بود، تازه ما چندان خلافی هم نداشتیم برای خبرچینان. هر چه بزرگتر شدیم بسیج هم هیولایی وحشی تر شد، خیابانهای شهر پر بود از گزمه های بسیجی، بسیجی شناسی خود درسی شده بود برای نسل ما برای دور ماندن از خطر.

بسیجی برای نسل من کسی بود که با موتورش جلوی تو را می گرفت و تهدیدت می کرد یا تو و دوست دخترت را به پایگاه بسیج می برد یا تو باید باجی به او بدهی.اینها تازه بسیجیهای دله دزد بودند، بسیجیهای زبر و زرنگتر یک باری به زور اسلحه ماشین یکی از آشنایان را برده بودند و اوراق شده تحویل داده بودند. اینها همه اما بسیجیهای خوب بودند بسیجی های بد مردم را که با دوست دخترشان می گرفتند  به پایگاه بسیج می بردند و عقده های جنسیشان را خالی می کردند.بسیجی خوب رشوه می گرفت و بسیجی بد متجاوز به عنف بود، یک نمونه اش در کرمان از پرده برون افتاد که روحانیت طالبانی نگذاشت چینی بر ابروی نگهبانان وفادارش بیفتد  و مجرمین با سلام وصلوات آزاد شدند ولابد این روزها در کهریزک مشغول خدمت به اسلام ومسلمین بوده اند. روزی که پرده ها برافتد و اسناد بیرون بیاید مشخص خواهد شد که چه تعداد از قتلها بدست همین ها انجام شده است، آمار تجاوزها شاید هرگز مشخص نشود چرا که  هنوز بسیاری حاضر نیستند بگویند مورد تجاوز قرار گرفته اند. چه بسیار خانواده هایی که توسط بسیجیان عزادار شده اند.چه بسیار زندگیها که توسط اینان نابود شده اند.

بسیجی از کودکی تعلیم می بیند که این مملکت ملک طلق اوست، تا وقتی  دستور فرمانده را اجرا کند و سرسپرده رهبر باشد هر کاری بکند ایرادی ندارد. یادم هست در دوران راهنمایی و دبیرستان دوستی داشتم، بسیجی بود و سر خیابان می ایستاد، تعریف می کرد که شبی با پسر حاج آقای مسجدشان به ماشینی ایست می دهند و ماشین نمی ایستد و پسر حاج آقای مسجدشان به سمت ماشین تیراندازی می کند. با خنده می گفت و هیجان  و اینکه چقدر جالب بوده و سرنشین ماشین وقتی ایستاده بود چقدر ترسیده بود و به قول او از ترس شلوارش را خیس کرده بود و  باقی ماجرا.کودکی 12 – 13 ساله را فرض کنید که از کودکی یاد می گیرد اگر به کسی گفت بایست و او نایستاد باید به او شلیک کرد.چنین کسانی وقتی بزرگ شوند به چه تبدیل می شوند؟ پاداش امثال آن نوجوانان اگر حتی فقط همین باشد نیز آنان را بس است.قدرتی غیرپاسخگو تا حد شلیک به این و آن. باز اما پاداش بسیجی همین قدرهم نبوده است، برای همین قدرت بی حساب پول می گرفته، هم در دوی پنج هزار متر کنکور بسیجیان بی استعداد سه هزار متر جلوتر از بقیه مسابقه را شروع می کردند، هم بدون داشتن لیاقت شغلهای آب و نان دار را بدست می آورند  و....

بسیجی اینک اما دیگر تمامی حد و مرزها را پشت سر نهاده، اینک بسیجیان شکارچیان انسانند.بسیج اینک علاوه بر پاداشی که برای کتک زدن و شکنجه کردن و تجاوزبه نوامیس مردم و آدم کشتن می گیرد-چند صدهزارتومان- برای شکار انسان جایزه می گیرد- نفری چند صد هزارتومان- تظاهرات سیزده آبان با بازداشت گسترده زنان و دختران همراه بود چرا که دستگیری زنان و دختران کم دردسر تر است و وقتی قرار است به ازای هر بازداشتی فلان مبلغ پول گرفت بهتر است که تلاش کمتر کرد تا سود بیشتر برد.منطق سود اینک به بهترین وجهی خود را نشان می دهد، آشکار است که بسیجی می فهمد و اتفاقا خوب هم می فهمد.این بسیجی دیگر آن فریب خورده ای نیست که بعضی بسیجیان سابق تعریف می کنند. که فردای پیروزی باید بخشیدش، اگر چه فراموش نکرد.بسیجی امروز آن است که نقشه می کشد، آنالیز می کند، حساب و کتاب می کند و سود و زیان هر عملش را می سنجد.چنین افرادی را نه می توان بخشید ونه فراموش کرد.

بسیج اینک لشگر شکارچیان انسان، لشگر مزدور شیطان و میراث شوم حکومت اسلامی است هم ارز جوانان نازی و اس اس، فداییان صدام، پیرهن سیاههای موسولینی و...آن کسی که اینک بسیجی است، آن کسی است که حقوق اساسی دیگران را پیشاپیش، به کرات و سیستماتیک نقض کرده است و از آنجا که حق محمولی دوموضعی است خود را در موقعیتی فاقد حقوق قرار داده است.دستگاه آدمکشی وشکار انسان حکومت اسلامی حساب وکتاب دارد، شکار می خرد و رسید می دهد، اما شکارچیان انسان  باید بدانند این رسیدها می مانند؛ روز پیروزی که برسد روسا آنقدر آشفته اند که نتوانند دفتر و دستک ها را نابود کنند، فردای پیروزی شمایید وملتی خشمگین که هر قدرهم زعمای قوم نصیحتشان کنند که خشونت بد است و فلان وبهمان، به گوششان نخواهد رفت.

فردای پیروزی که دیر نیست ملتی شما را شکارخواهد کرد، روسایتان با چمدانهای پر از پول به هر حال گوشه ای از دنیا مخفیگاهی برای خود خواهند یافت. برای شما اما هیچ پناهگاهی پیدا نخواهد شد، تا دیر نشده توبه کنید، به صفوف ملت بپیوندید؛و بشنوید که مردم از بسیجی خوب که یاد می کنند می گویند باهری و همت؛و خطاب به شما فریاد می زنند:ما اهل کوفه نیستیم، پول بگیریم بایستیم.

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه نوزدهم آبان 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

تهدید رسمی کاربران اینترنت

در حالیکه در جریان حوادث پس از انتخابات، گردانندگان دولت کودتا با انواع و اقسام ترفندها، سانسورها، کندکردن اینترنت، حمله به سایت های اینترنتی و دستگیری ها سعی کردند مانع دریافت اطلاعات از طریق اینترنت شوند، ظاهرا هنوز این محدودیت ها کافی نبوده و اینبار مسئولین امنیتی و نظامی، به تهدید رسمی کاربران اینترنت پرداخته اند.

در همین ارتباط سردار احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی روز گذشته در گفت و گو با خبرگزاری ایسنا، در حاشيه اولين گردهمايي سراسري سازمان‌هاي مردم نهاد فعال در درمان و كاهش آسيب اعتياد، اعلام کرد یکی از وظایف نیروی انتظامی کنترل شدید فضای مجازی و سایبر است.

فرمانده نيروي انتظامي با اشاره به روند مبارزه با فضاي به گفته او "آلوده" مجازي و سايبر و سايت‌ها گفت: "علاوه بر اينكه در اين زمينه خلايي در قوانين كشور وجود داشت، بسياري افراد از جمله كساني كه علاقه به پز روشنفكري نيز دارند، با كنترل وسايل ارتباط مجازي و فضاي سايبر ابراز مخالفت مي‌كردند و اين در حاليست كه اين فضا مي‌تواند بستر بسياري از جرايم باشد. از اين رو كنترل اين فضا بايد جدي‌تر دنبال شود و به نظر مي‌رسد كه در برنامه پنجم توسعه گام‌هاي محكم‌تري در اين زمينه برداشته شده است."

فرمانده نیروی انتظامی البته در این گفت و گو توضیحی در خصوص نوع این جرایم نداده و تنها به تهدید کاربران بسنده کرده و خبر از محدودیت های بیشتر داده است.این در حالیست که بعد از کودتای انتخاباتی حدود 10 نفر از روزنامه نگارانی که دست اندرکاران رسانه های مجازی در داخل کشور بودند، بازداشت و روانه زندان شده اند.

از سوی دیگر اطلاعات موثق حاکی از آن است که گردانندگان دولت کودتا تصمیم گرفته اند تا استفاده کنندگان از اینترنت را نیز به هر نحو ممکن از استفاده از فضای مجازی باز دارند؛در همین راستا آنان در چند روز گذشته با ارسال اس ام اس و ایمیل های تهدید آمیز، از کاربران اینترنت خواسته اند از ادامه این کار بپرهیزند.

بعنوان نمونه در هفته های اخیر ایمیل های زیادی برای برخی کاربران ایمیل های عمومی ارسال شده که مضمون آن این بوده است: "کاربر محترم ؛ شما درحال فعاليت غيرقانوني و ضد امنيت ملي در فضاي مجازي مي باشيد در صورت ادامه اينگونه فعاليت ها برابر قانون جرايم رايانه اي، مجرم شناحته شده و با شما برخورد قانوني خواهد شد."

همچنین بر اساس اخبار به برخی دیگر از کاربران اینترنت نیز اس ام اس هایی با مضمونهای تهدید آمیز و تهدید به برخورد قضایی ارسال شده است؛ یک نمونه از این اس ام اس ها که به دست "روز" رسیده بدین شرح است: "شهروند محترم طبق اطلاع واصله، جنابعالی تحت تاثیر تبلیغات ضد امنیتی رسانه های وابسته به بیگانگان قرار گرفته اید؛ در صورت حضور در هرگونه تجمع غیرقانونی و ارتباط با رسانه های خارج از کشور برابر مواد 489 ,499 ,500 ,508 ,514 ,609 , 610, 698 قانون مجازات اسلامی شناخته میشوید و با شما برخورد قانونی خواهد شد."


نوشته شده در تاريخ سه شنبه نوزدهم آبان 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

قدرت‌طلبی و کودتاگری فرهنگی با نقاب فرهنگ دوستی

بعد از انتخابات فرمایشی 22 خرداد‌، حلقه‌ی نزدیکان رهبری تنگ‌تر و تعداد افراد منتقد، بیشتر شد تا جایی که در راهپیمایی 13 آبان، احمد توکلی‌، نماینده‌ی اصول‌گرا و انقلابی مجلس، منافق خوانده شد و مهدی کروبی یار دیرین انقلاب و مردم مضروب گشت و محافظانش هدف نیروهای انتظامی قرار گرفتند. دقیقا در لحظاتی که مردم به وحشیانه در خیابان‌های تهران مورد اصابت باتوم و گاز اشک‌اور قرار گرفته بودند و عده‌ زیادی به مکان نامعلومی که این روزها کم‌کم هویتش به نام خورین ورامین در حال شناسایی است منتقل می‌شدند، در مقابل سفارت آمریکا فردی سخنرانی مخصوص روز سیزدهم آبان را به عهده گرفته بود و از فتنه‌های صورت گرفته توسط مردم سبزاندیش داد سخن می‌داد‌، که چند سالی می‌شود جایگاه خود را در مقام یکی از متملق‌ترین و منفعت‌طلب‌ترین چهره‌های نزدیک به بیت رهبری به خوبی حفظ کرده است. غلام‌علی حدادعادل، کسی است که اصرار عجیبی دارد تا خود را شخصیتی علمی در حوزه‌ی علم و فرهنگ ایران معرفی کند اما از بد روزگار کودتای ۲۲ خرداد عواقب جالبی برای این چهره نداشت و ظاهرا نه تنها حیثیت سیاسی، که حیثیت علمی او نیز با بیرون راندنش از دانشگاه توسط دانشجویان و برگزاری مراسم دفاع یکی از دانشجویانش در خارج از دانشگاه به دلیل اعتراضات دانشجویی با صدمه جدی مواجه شده است.


بعد از سخنرانی حداد عادل در مراسم سیزده آبان 1388، روزی که کودتاگران از خشونتی بسیار عیان‌تر از گذشته در سرکوب مردم استفاده کردند، بی مناسبت ندیدیم با بررسی کارنامه وی جایگاه او در نظام قدرت ظاهری را کمی بیشتر برای خوانندگان موج سبز آزادی تشریح کنیم:

غلام‌علی حداد عادل کیست؟

غلام‌علی حداد عادل در سال 1324 هجری خورشیدی در خانواده‌ای مذهبی در تهران متولد و در سال 1342 وارد دانشگاه تهران  شد و در رشته فیزیک شروع به تحصیل کرد. حداد عادل مدرک لیسانس خود را در رشته فیزیک در سال 1345 گرفت و در همان سال برای ادامه تحصیل در همان رشته به دانشگاه شیراز رفت تا در سال 1347، مدرک فوق لیسانس فیزیک را از بخش فیزیک این دانشگاه بگیرد. وی که فیزیک را موافق طبع خود نیافته بود، در سن ۲۳ سالگی و در سال 1348 شروع به تحصیل در رشته علوم اجتماعی دانشگاه تهران کرد، اما یک سال بعد این رشته را نیز رها کرد و دوره فوق لیسانس فلسفه را در دانشگاه تهران از سال 1349 آغاز کرد و موفق شد که دوره دکتری فلسفه خودش را هم در همان دانشگاه تهران در سال 1354 به پایان برساند.

از همان ۲۳ سالگی فعالیت‌های سیاسی خود را در دانشگاه ملی آغاز کرد و به همان دلیل هم توسط ساواک از تدریس منع شد. اما از انجا که به نظر روحیه سازگاری با قدرت از همان بدو فعالیت‌ها در حداد عادل وجود داشته است و همواره مصلحت را بر حقیقت ترجیح ‌می‌دهد، وی با سازش‌های پشت پرده موفق شد مجددا از سال ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۷ به تدریس در دانشگاه صنعتی آریامهر (‌صنعتی شریف فعلی) مشغول شود.

 در سال‌های پایانی عمر رژیم شاهنشاهی حدادعادل متوجه شد که حکومت آن دوره مانا نخواهد بود و به همین دلیل باید جای پای خود را علاوه بر دانشگاه در جای دیگری نیز محکم کند. او حوزه دین را برای این منظور برگزید و به شاگردی آیت‌الله مطهری در فلسفه روی آورد. حدادعادل همزمان با وقوع انقلاب از قبل همین استاد و شاگردی به عضویت کمیته همبستگی دانشگاهیان با مردم درآمد و از همان‌جا بود که ارتقائات علمی و سیاسی‌اش در جمهوری اسلامی ایران آغاز شد، به‌طوری‌که از استادی دانشگاه به نمایندگی مجلس و بعد از آن به ریاست مجلس و نیز عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام و در نهایت به یکی از بستگان سببی رهبر تبدیل شد و امروز به عنوان یکی از نزدیک‌ترین مشاوران رهبری به ایفای نقش می‌پردازد.

قدرت‌طلبی در پناه نقاب فرهنگ‌دوستی:
حداد عادل از ابتدای انقلاب به دلیل نقش فعال خود در ماجرای انقلاب فرهنگی و ایفای نقش به عنوان یکی از طراحان اصلی تئوری اسلامی‌کردن دانشگاه‌ها به سمت معاونت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزیده شد. در طول این مدت وی حمایت‌های بسیاری از تصفیه دانشجویان و اساتید سکولار و چپ انجام داد و آن را شرطی لازم و اصلی برای ایجاد حکومتی "اسلامی" می‌دانست. پس از آن حداد عادل به عضویت در شورای سرپرستی صداوسیما درآمد و ده سال در سمت مشاورت و معاونت وزیر و همچنین ریاست سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش و پرورش فعالیت کرد و علاوه بر این مشاغل حکومتی سعی داشت، خود را به عنوان چهره‌ای فرهنگی همچنان  حفظ کند و به همین دلیل با هزینه دولت، ریاست دانشنامه جهان اسلام را در رقابت با دایره المعارف اسلامی تاسیس کرد. وی مدارس فرهنگ را نیز در همان زمان تاسیس کرد و خود به همراه همسرش عهده دار مدیریت فرهنگ را نیز همزمان برعهده گرفت و به صرف بودجه‌های دولتی در این مدارس پرداخت.


اما هیچ‌یک از این مشاغل به ظاهر فرهنگی باعث نشد باعث توقف حداد عادل نشد و وی در انتخابات مجلس ششم، خود را برای نمایندگی مردم تهران در مجلس شورای اسلامی کاندیدا کرد. او که تا آن زمان کوشیده بود چهره‌ای مردمی، فرهنگی و نیالوده به سیاست بنماید، بر خلاف انتظارش رای چندان بالایی نیاورد و به مدد ابطال چندین صندوق رای مردم تهران، به عنوان یکی از نمایندگان آخر لیست، به مجلس راه یافت. اگرچه تا مدت‌ها بحث بر سر این موضوع تصویب اعتبارنامه‌ی حداد عادل در مجلس و نمایندگی‌اش را به حالت تعلیق در آورده بود‌، اما اصلاح‌طلبان مجلس ششم‌، سرانجام اعتبارنامه‌ی او را تصویب کردند و  حدادعادل به عنوان نماینده‌ی مردم تهران‌ در مجلس پذیرفته شد تا با ورود حداد عادل به مجلس شورای اسلامی، منش سیاسی وی به تدریج آشکارتر شود.


در مجلس هفتم با توجه به عدم استقبال فعالان سیاسی و مردم، حداد عادل با آراء بسیاری پایینی به عنوان نماینده اول مردم تهران  وارد مجلس فرمایشی هفتم شد و در همان مجلس توانست بر صندلی ریاست تکیه بزند. مجلس هفتم آغاز یک دوره بی‌کفایتی نمایندگان انتصابی بود که به جای حرف مردم، نظرات قدرتمداران را با تایید حدادعادل در مجلس باب کردند. دوره‌ای که به یکی از ضعیف‌ترین دوره‌های مجلس بعد از انقلاب معروف شد و در دو سال آخر کارش، که مصادف با روی کار‌آمدن محمود احمدی نژاد در دولت نهم بود، استقلال قوه‌ی مقننه تقریبا به طور کامل از دست رفت و وزرایی در آن مجلس رای اعتماد گرفتند که بعدتر به عنوان متقلب و دروغگو و یا به خاطر بی‌کفایتی‌های پی در پس توسط مجلس هشتم استیضاح و برکنار شدند. از جمله شاهکارهای دوره حضور حداد عادل در مجلس موافقت ضمنی او با ازدواج موقت بود که خشم بسیاری را برانگیخت.

بی‌کفایتی‌های حداد عادل که حتی در اداره مجلس هفتم نیز نمود یافته بود باعث شد تا او در مجلس اصول‌گرای هشتم چندان طرفداری نداشته باشد و در رقابت با علی لاریجانی به جای صندلی ریاست بهارستان را از دست بدهد. حداد عادل که به خوبی می‌دانست به خاطر سازش‌هایش با دولت بی‌کفایت احمدی‌نژاد رای لازم برای ریاست در مجلس هشتم را نخواهد آورد، از همان ابتدای کار سعی کرد خود را به این مساله بی‌میل نشان دهد و همان‌طور که سنگ بنای اولین رئیس مجلس مکلا را گذاشت‌، اولین رئیس مجلسی باشد که صندلی ریاست را در مجلس ترک گفته باشد. اما سوالی که تاکنون بارها مطرح شده این است که چه شد که حداد عادل توانست با آن اقبال اندک مردم به وی به ریاست مجلس هفتم برسد و چرا نتوانست ریاست مجلس هشتم را از آن خود کند؟

سال ۷۸ برای حدادعادل، سال ورود به حلقه معتمدان درجه یک رهبری و تغییر منزلت سیاسی وی بود. در آن سال مجتبی خامنه ای پسر ارشد رهبری ، که این روزها نقش وی در کودتای بیست و دوم خرداد بر سر زبان‌ها افتاده است و حتی گاه مردم در شعارهای از وی نیز نام می‌برند، به خواستگاری زهرا حداد عادل، دختر ارشد غلام‌علی حداد عادل رفت. با این ازدواج مناسبات قدرت در خانواده حداد عادل تا حد زیادی تغییر کرد. پدر از برکت این ازدواج با همان اقبال اندکی که در مجلس به وی وجود داشت به ریاست قوه‌ی مقننه و مادر در حلقه‌ی زنان مشاور و هیئت علمی دانشگاه تکیه زد.

این زوج پس از به دست آوردن منزلت بادآورده خویش برای حفظ مقام و موقعیت خود و در اطاعت تام و تمام از دستورات صادر شده از بالا شعارهای به اصطلاح ضدامپریالیستی در حوزه فرهنگ سر دادند و با گنجاندن نوشته‌های خود در کتاب‌های درسی دانش‌آموزان تحت همین عناوین، به ترویج باورهای خود در پوشش عناوینی چون «فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی» پرداختند.اما حمله به فرهنگ‌ مصرفی غرب برای این زوج تنها در بخش ظاهری زندگی آن‌ها خلاصه می‌شد و در پشت صحنه رفتارهای دیگری بود که البته از چشمان تیزبین مردم هم دور نماند. چندی پیش استقبال حداد عادل و همسرش از فرهنگ مصرفی غربی با انتشار تصاویری از آن‌ها که در بازارهای خرید انگلستان مشغول بودند آشکار شد و نشان داد که این تبلیغات وسیع تنها برای دیگران توصیه می‌شود و «توبه فرمایان» خود «آن کار دیگر» می‌کنند. جالب اینجاست که فروشگاهی که آ‌ن‌ها از آن خرید کرده بودند (‌پرایمارک Primark) یکی از مصادیق مصرف‌زدگی در جامعه انگلیس است که صاحبان سرمایه‌دار آن کارگران خود را از میان کودکان کشورهای آفریقایی و آسیایی و با حقوقی بسیار اندک که به نوعی استثمار انسانی شبیه است استخدام می‌کند.

اما چه شد که حداد عادل نتوانست ریاست مجلس هشتم را به دست بیاورد؟ آنطور که از شواهد بر می‌آید این مساله به روابط خانوادگی خانواده رهبری و حدادعادل چندان بی‌ربط نیست. در واقع گفته می‌شود که بعد از گذشت دو سال از ازدواج مجتبی خامنه‌ای و زهرا حدادعادل، معلوم می‌شود که این زوج امکان بچه‌دار شدن ندارند و این موضوع باعث اختلافات خانوادگی می‌شود که تا سرحد طلاق نیز پیش می‌رود. این اختلافات که درست همزمان با برگزیده شدن ریاست قوه مقننه در مجلس هشتم بود و گرفتاری‌های آن موجب شد تا حداد عادل برای مدتی از مقابل دوربین‌های خبرنگاران فرار می‌کرد و از پاسخ دادن به سوالاتشان طفره می‌رفت. کار به جایی رسید که مجتبی خامنه‌ای برای معالجه همسرش باز هم دست به دامان غرب شده و به لندن رفتند تا پس از یک دوره طولانی درمان در همین کشور خداوند فرزندی به این زوج هدیه کرد. باز هم البته همان فرهنگ «برهنه» و «هرزه» به تعبیر جناب حداد عادل برای داماد و صبیه ایشان باعث خیر شد!

تلاش برای مصادره علوم انسانی با راه‌اندازی مدارس فرهنگ:
کلید مصادره علوم انسانی و تصفیه آن از نیروهای روشن‌فکر و اصلاح‌طلب، با راه‌اندازی پروژه مدارس فرهنگ در شهرهای بزرگ سراسر کشور زده شد. خط مشی سیاسی حدادعادل و همسرش دکتر ماهروزاده، حتی قبل از وصلت با خانواده‌ی رهبری  را می‌شد از طریق بررسی نحوه اداره‌ی مدارس دخترانه و پسرانه فرهنگ حدس زد. افرادی که در دبیرستان فرهنگ تحصیل کرده‌اند به خوبی می‌دانند که پروسه‌ی ثبت نام، مصاحبه عقیدتی و ماندن در آن مدرسه برای سال‌های متوالی یکی از سخت‌ترین کارهای ممکن است. سخت به دلیل اینکه امکان داشت هر لحظه، به خصوص در در بحبوحه‌ی سال‌های اصلاحات، به دلیل حمایت از سید محمد خاتمی، عطاالله مهاجرانی‌، عبدالله نوری و یا اشاره به پروژه‌ی قتل‌های زنجیره‌ای و یا گاهی شرکت نکردن در نماز جماعت اجباری فرم ثبت نام سال بعد در اختیارشان قرار نگیرد.


در همان سال‌ها عده‌ای از فرزندان فعالان اصلاح‌طلب از ثبت‌‌نام در این مدرسه بازماندند در حالی‌که فرزندان چهره‌های محافظه‌کار و نزدیک به اقتدارگرایان علی‌رغم وضعیت علمی نه چندان درخشان در همان مدرسه پذیرفته شدند. این تصفیه سیاسی در مدرسه‌ای که داعیه تشویق و جذب دانش‌آموزان ممتاز به رشته علوم انسانی را داشت رخ می‌داد و این کنترل و نظارت شدید نه تنها بر جسم و ذهن دانش‌آموزان بلکه در مواقعی در کیف‌های به هم ریخته‌ی آن‌ها نیز متبلور می‌شد. روحیات و موضع‌گیری‌های سیاسی خانواده‌ی حداد عادل که تمام تلاش خود را برای حفظ رنگ و لعاب فرهنگی خود می‌کردند شاید تا سال ۸۴ چندان بر همگان آشکار نشده بود. این زوج در انتخابات سال 84 به از محمود احمدی‌نژاد، یکی از ضد فرهنگی‌ترین چهره‌های سیاسی پس از انقلاب و بی‌اطلاع‌ترین افراد در زمینه علوم انسانی حمایت کردند. افرادی که سال 84 به حوزه‌ی رای‌گیری یک مسجد در محله‌ی دروس تهران رفته بودند‌، زهرا حدادعادل و مادرش را در زمان رای‌گیری در حال تبلیغ برای محمود احمدی‌نژاد به یاد می‌آورند که فردای آن روز محمود احمدی‌نژاد بعد از انتخاباتی پرشائبه به ریاست‌جمهوری رسید.


از همان روزها بود که کم کم اسم مجتبی خامنه‌ای سر زبان‌ها افتاد و نامه‌ی شجاعانه‌ی مهدی کروبی به رهبر از نقش او در تقلب آشکار و گسترده انتخاباتی پرده برداشت. مهدی کروبی در همان سال در نامه‌ای جنجالی به رهبری نوشت: "آقازاده‌ی شما با حمایت‌های مالی و معنوی خود باعث رای آوردن کاندیدایی خاص شده است." که البته آن نامه کماکان بی جواب ماند.
در کودتای بیست و دوم خرداد و وقایع پس از آن بار دیگر
نام مجتبی خامنه‌ای نه در پستوی خانه‌ها که در قالب شعارهای مردم در خیابان‌ بر سر زبان‌ها افتاد. شعارهایی که نشان می‌داد مردم حافظه‌ی تاریخی خود را از سال 84 حفظ کرده‌اند و در پس این کودتای سیاسی‌، نقش آقا مجتبی را پررنگ‌تر از همیشه می‌بینند.


حداد عادل نیز برای حمایت از داماد و پدر دامادش در این کودتا در مقام یک توجیه‌گر غیرحرفه‌ای و ناشی ظاهر شد و بارها با حضور در مقابل دوربین‌های غیر منصف صداوسیمای غیرملی، سعی کرد کشتار و شکنجه‌های کهریزک و سرکوب‌های خیابانی را با لبخند انکار و توجیه کند. اما این توجیهات از سوی ملت بی‌پاسخ نماند و با حضور وی در دانشگاه، دانشجویان با شعارهای «مرگ بر دیکتاتور» و «وکیل ضد ملت، خجالت، خجالت» از او استقبال کردند تا جایی که مجبور شد جلسه دفاع یکی از دانشجویانش را در خارج دانشگاه برگزار کند و در واکنش به حق‌طلبی دانشجویان، از ریاست دانشگاه  برخورد با آن‌ها را خواستار شود.


 شاید یکی از تازه‌ترین سندهایی که فرمان‌بری تمام و کمال حداد عادل در برابر صاحبان قدرت را به خوبی نشان داده است نامه دوم محمد نوری‌زاد به رهبری باشد. سوابق محمد نوری‌زاد و نویسندگی‌‌ش در کیهان و نوع جهت‌گیری‌های سابق وی بر کسی پوشیده نیست‌. او پس از کودتای بیست و دوم خرداد و کشتار و تجاوز به مردم، طی نامه‌ای شجاعانه مسائلی را با رهبری در میان گذاشت‌، نامه ای که منجر به اخراج وی از روزنامه‌ی کیهان و انجمن قلم شد‌. وی در دومین نگارشش به حلقه یارانی چاکرصفت در اطراف رهبری شاره می‌کند و همان جایی که اسم صادق محصولی و شریعتمداری، صفار‌هرندی و مرتضوی را می آورد،  به حداد‌عادل هم اشاره می‌کند و وی را تمثیلی از علم متوقف می‌داند که به ذات علم توجه ندارد و فقط می‌خواهد ردای علم بپوشد تا در این بی‌زمانی مقبول افتد.


 با این دست انتقاداتی که از چهره‌هایی به اصطلاح «خودی» چون محمد نوری‌زاد در مورد حداد‌عادل صورت می‌گیرد به خوبی این فرضیه که حداد عادل با نقاب فرهنگ‌دوستی قصد مصادره و تصفیه علوم انسانی و در عین حال تکیه‌زدن بر پست‌های کلیدی سیاسی را دارد اثبات می‌شود. اخیرا آیت‌الله مصباح یزدی و حامیانش بر تعجیل در امر اسلامی‌سازی دانشگاه‌ها و کلید زدن پروژه دوم انقلاب فرهنگی اصرار ورزیده‌اند. باید دید آیا این فرضیه که حداد عادل به عنوان یکی از چهره‌های فعال این طرح مرتجعانه منصوب خواهد شد تا چه حدی صحیح خواهد بود. به نظر می‌رسد که وی برای باقی ماندن در حلقه معتمدان رهبری و حفظ روابط دوستانه خانوادگی حاضر است به هر کاری دست بزند و هر حقی را ناحق کند.

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه نوزدهم آبان 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

دانشگاه در التهاب؛ کشور در بحران

با تداوم و گسترش بازداشت ها، تعقیب و تهدید دانشجویان فعال در اعتراضات دانشجوئی علیه دولت کودتا، دانشگاه های کشور روزهای ملتهبی را پشت سر می گذارند. این در شرایطی است که دامنه اعتراضات دانشجوئی، به ویژه بعد از بازداشت تعدادی از فعالان شناخته شده دانشجوئی قبل و بعد از 13 آبان، از دانشگاه های تهران به دانشگاه های شهرهای کوچک و بزرگ رسیده است. در همین ارتباط روز گذشته سازمان دانش آموختگان ایران که هم اکنون هشت تن از اعضای اصلی آن در بازداشت بسر می برند، با صدور بیانیه ای ضمن محکوم کردن دستگیری خودسرانه اعضای این سازمان و تشریح وضعیت بحرانی حاکم بر کشور تاکید کرد: این سازمان با تمام توان خود در مقابل دولت کودتا خواهد ایستاد.

 

سازمان دانش آموختگان و وضعیت کنونی

در بخشی از بیانیه سازمان دانش آموختگان آمده است: دستگیری دو تن از اعضای شورای مرکزی و چند تن از اعضای شعب و سابق سازمان ادوار تحکیم وحدت در روز ۱۲ آبان ماه سال جاری باز هم برگ سیاهی را به دفتر روسیاهی های دولت کودتا افزود. به راستی چه چیز جز سردرگمی و تشویش باعث می شود در زمانی که بیش از هر چیز به آرامش نیازمندند، بیش از هر کس به رادیکالیزه کردن فضا می پردازند. به راستی دست اندرکاران دولت کودتا به دنبال چه هدفی هستند؟ آیا واقعیت را نمی بینند؟ آیا جز اینست که در این چند ماهه پس از انتخابات هر چه بر حجم سرکوبها، دستگیری ها، خشونت ها و اعمال غیر انسانی افزوده شده، علاوه بر کم نشدن کمیت معترضین و قاطع تر شدن مردم بر راهی که برگزیده اند، کیفیت خواست ها بنیادی تر و رادیکال تر شده است؟

سازمان دانش آموختگان، که هم اکنون پنج ماه از بازداشت احمد زیدآبادی دبیرکل و عبدالله مومنی سخنگویش می گذرد، با محکوم کردن دستگیری شش تن از اعضای شورای مرکزی این سازمان، بر ادامه حمایت و پشتیبانی این سازمان از جنبش سبز و رهبران آن تاکید کرده و آورده است: امروز دیگر اینان باید به خوبی دریافته باشند که جنبش اعتراضی سبز مردم ایران نه سازمان دهی مرکزی دارد و نه گروه و شخص یا اشخاصی آنرا به پیش می برند. اگر حتی هتاکان اجیر شده در روز ۱٣ آبان به هتک حرمت شیخ شجاع اصلاحات [آنکه مناعت طبعش سر بر آستان کروبیان می ساید] بپردازند و اگر گاردهای حکومتی از حضور میر حسین موسوی در بین مردمان جلوگیری کنند و آن مرد بزرگ را عملاً محصور نمایند و فعالان سیاسی را ناجوانمردانه مورد ضرب و شتم قرار دهند، اما تلنبار سالها تجربه ی شکست و پیروزی ها، هر یک از این مردم را رهبرانی پیشرو ساخته است که عنداللزوم تصمیمات جدید می گیرند، شعارهای نو می سازند و در هر لحظه، خویش را با شرایط نامساعد اینروزها منطبق می سازند و برای زهرهای هر روزه اش پادزهرهایی شهد آلود می سازند. این مردم بالغ شده اند و دیگر رفتار کودکانه از آنان خواستن امری بعید به نظر می رسد

 

هشدار نسبت به تداوم بازداشت اسرا

این بیانیه در پایان نسبت به تداوم بازداشت اعضای دربند این سازمان و سایر اسرای جنبش سبز هشدار داده و با تاکید بر اینکه این سازمان با تمام توان و قدرت خود در مقابل زیاده خواهی و خودکامگی کودچیان خواهد ایستاد، چنین می نویسد: چنانچه بارها عنوان نموده امروز هم اعلام می دارد که بر مسند نشستگان جمهوری اسلامی و غصب کنندگان انقلاب، باید بدانند راهی جز گردن نهادن به خواست های صد در صد قانونی مردم ندارند و با این حرکات و این اعمال فشارها تنها چیزی که میسر نخواهد شد خاموشی فرزندان صدیق این آب و خاک است چرا که اگر پرچمی از دست سربازی بیفتد قطعا سربازی از بی شمار سربازان سبز خواهد بود که آنرا دوباره بر پا خواهد نمود. پس بهتر است آنان که عقلای قوم حاکم محسوب می شوند در اولین گامها با آزادی همه زندانیان بی گناه سیاسی و از جمله دبیر کل [احمد زید آبادی]، سخنگو[عبدالله مومنی] و اعضای تازه در بند شده و بی گناه سازمان ادوار تحکیم وهمچنین گردن نهادن به خواست مشروع و قانونی مردم مبنی بر حق حاکمیت ملی، بحران حاصل از بی خردی را به طوفانی هولناک برای خویش بدل نسازند.

 

تماس تلفنی دو تن از بازداشت شدگان

در ارتباط با سرنوشت و وضعیت بازداشت شدگان اخیر سازمان دانش آموختگان، بنابر خبرهایی که در وب سایت همین سازمان منتشر شده، حجت شریفی و سید کوهزاد اسماعیلی مسئول شعبه گیلان این سازمان طی یک تماس تلفنی با خانواده های خود، اطلاع داده اند که در اختیار نیروهای امنیتی هستند. حجت شریفی روز سیزده آبان همراه با همسرش نفیسه زارع کهن، دستگیر و به مکان نامعلومی انتقال داده شدند. این عضو سازمان دانش آموختگان در تماس تلفنی با خانواده اش از محل نگهداری خود اظهار بی اطلاعی کرده است؛ این در حالی ست که هنوز از سرنوشت و وضعیت همسر او هیچ خبری در دست نیست.

اما سید کوهزاد اسماعیلی طی تماس تلفنی کوتاهی با برادر خود اطلاع داده که در بازداشت اداره اطلاعات استان گیلان است و تحت بازجوئی قرار دارد و به اتهام نشر اکاذیب برایش قرار بازداشت بیست روزه صادر شده است. گفتنی ست به رغم تلاش و پیگیری های خانواده ها، هیچ خبری در خصوص سرنوشت سایر اعضای بازداشت شده این سازمان کسب نشده است.

دستگیری هشت تن از اعضای سازمان دانش آموختگان علاوه بر اینکه با اعتراض گروها و تشکل های دانشجویی و حقوق بشری در داخل کشور روبرو شد، واکنش اعتراضی فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر و همچنین سازمان جهانی مبارزه با شکنجه را نیز در پی داشت. این دو سازمانی بین المللی نسبت به سرنوشت اعضای دربند سازمان دانش اموختگان ابراز نگرانی کرده و خواستار آزادی هرچه سریع تر و بی قید شرط آنها شده اند.

 

ادامه اعتراضات و تهدید دانشجویان

به دنبال حضور بی سابقه دانشجویان دانشگاه های تهران در راهپیمایی 13 آبان و همراهی با جنبش سبز و به دنبال آن موج دستگیری های گسترده دانشجویان، به ویژه در تهران، اصفهان و شیراز، طی چند روز گذشته اعتراضات خودجوش و تجمعات مسالمت آمیز در دانشگاه های آزاد و دولتی در چندین شهر بزرگ کشور ادامه یافته است. در تهران دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر دست به اعتصاب غذا زدند. در دانشگاه صنعتی شریف چندین تجمع در حمایت از فعالان دانشجویی بازداشت شده در سیزده آبان برگزار شد. دانشگاه آزاد واحد شرق تهران نیز به تجمعات و اعتراضات دانشجویان واحدمرکز، غرب و جنوب تهران پیوست.

در تبریز دانشجویان دانشگاه آزاد و سهند تجمعات مسالمت آمیز و جداگانه ای در حمایت از اعضای بازداشت شده سازمان دانش آموختگان برگزار کردند. در دانشگاه اصفهان نیز اوضاع متشنج بوده و تدابیر شدید امنیتی مانع از برگزاری تجمع دانشجویان معترض به وضعیت حاکم بر این دانشگاه به دنبال درگیری های روز سیزده آبان نشده است؛ دانشجویان دانشگاه گیلان نیز با وجود تهدیدها و بازداشت چند تن، روز گذشته تجمعی با حضور بیش از 1000 تن برگزار کردند. دانشجویان دانشگاه های شیراز و اهواز نیز با صدور بیانیه های جداگانه ای بازداشت اعضای سازمان دانش آموختگان را محکوم کردند.

با گسترش اعتراضات دانشجوئی، به وِیژه بعد از سیزده آبان، نیروهای امنیتی و بسیجی روزبروز فضا را برای دانشجویان معترض امنیتی تر می کنند. در همین راستا شورای انضباطی دانشجویان با ارسال نامه های محرمانه اقدام به تهدید دانشجویان کرده است. همچنین در یك ماه گذشته بسیاری از دانشجویان ساكن خوابگاه های دانشگاه تهران نامه هایی با مهر فوری و محرمانه از سوی شورای انضباطی دانشجویان این دانشگاه دریافت كرده اند كه بر مبنای آن اجازه استفاده از خوابگاه را ندارند.

به نوشته روزنامه اعتماد، در این نامه ها آمده است:به استناد تبصره 2 ماده 7 آیین نامه انضباطی دانشجویان و نظر به دریافت گزارش های موثق، تا زمان رسیدگی به تخلفات منتسب به جنابعالی در شورای انضباطی دانشگاه، از تاریخ دریافت ابلاغ فوق تا اطلاع ثانوی از ورود به محیط خوابگاه محروم می شوید.

دانشجویان ساکن خوابگاه ها که طی یک هفته اخیر در تجمعات مسالمت آمیز شرکت کرده اند به دنبال این تهدیدات مجبور به ترک دانشگاه و منازل خود شده اند.

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه نوزدهم آبان 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

درهای زندان همچنان باز و بسته می شود

در طول 24 ساعت گذشته هم اخبار متعددی در مورد وضعیت زندانیان سیاسی و مطبوعاتی بازداشت شده در  حوادث پس از انتخابات منتشر شد؛از خبر آزادی تا برگزاری دادگاه و از دستگیری های تازه تا گردهمایی های اعتراضی خانواده های زندانیان. خبر خوش مربوط به آزادی مهدی شیرزاد وحسین نعیمی پور بود که یک روز پس از هادی حیدری، محمدجواد مظفری، محمدامین شیرزاد، ابراهیم شیركوند و میثم وره چهر از دستگیر شدگان مراسم دعای کمیل آزاد شدند؛اینک با احتساب دو نفر آزاد شده جدید،  13 نفر از دستگیرشدگان مراسم دعای کمیل همچنان در بند به سر می برند.

 

تجمع خانواده های زندانيان سياسی

خانواده های زندانیان سیاسی امروز هم مانند هفته های گذشته که اقدام به تجمع در مقابل دفاتر مختلف دستگاه قضایی کردند، قصد دارند در مقابل دفتر قوه قضائیه دست به تجمع بزنند تا پیام اعتراض خود را به گوش مسئولان قضایی برسانند.

این خانواده ها روز گذشته با انتشار پانزدهمین اطلاعیه خود در این مورد نوشتند: "فردا صد و پنجاهمين روز بازداشت غيرقانوني و نگهداري ياران و فرزندان انقلاب در بند و حبس است. در و ديوار سلول هاي انفرادي اوين چه در بند سپاه، چه اطلاعات يا هر نهاد ديگري كه طي اين مدت اقامتگاه عزيزان ما بوده، شاهد شكنجه هايي است كه روح و روان آنان را آزرده است و در عين حال شاهد عالي ترين صحنه هاي عشق بازي آنان با معبود بي شريك و ناظرعلو روح ايشان در مجال تنهايي مطلق و درك حضور خالق بي مثال و پروردگار احد و واحد و صمد و هم سخني بي مانند با اوست و اين شهادت دوگانه در تاريخ انقلاب اسلامي جاودانه مي شود. اما حضور فرزندان، همسران، پدران و مادران و خواهران و برادران ما در مدرسه يوسف و درس آموزي شبانه روزي شان، حق و تكليف ما را از يادمان نمي برد."

این خانواده ها در پایان اطلاعیه خود آورده اند: "ما به ويران كردن آشيانه هاي كوچك خوشبختي جوانان اصلاح طلب كه با سختي هاي زمانه كه براثر بي عرضگي مسئولان ( به تعبير علما و فضلاي حوزه و دانشگاه) روز به روز افزون مي شود، با تلاش و تدبيرو قناعت خودشان برپا شده، معترضيم. ما همسران آزاده مان را آزاد مي خواهيم. فرزندان دلاورمان را آزاد مي خواهيم و پدران و مادران سخت كوش و خدمتگزارمان را آزاد مي خواهيم. اين خواسته بزرگي نيست. ما حداقل ها را مي خواهيم و براي داشتن حقوق اوليه خود، هيچ منتي را نمي پذيريم. و همچنان سخن گهربار و حكمت آموز پيامبر خاتم را فرياد مي كنيم: الملك يبقي مع الكفر ولا يبقي مع الظلم"

 

برگزاری مجدد مراسم دعا

از سوی دیگر خانواده برخی از زندانیان سیاسی روز گذشته در سالن اجتماعات دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران گرد هم آمدند و با قرائت دعای توسل به تشریح وضعیت همسران زندانی خود پرداختند و آزادی سریع آنها را خواستار شدند.

در این مراسم که با همت انجمن اسلامی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار شد محمدرضا جلایی پور، فخرالسادات محتشمی پور(همسر مصطفی تاجزاده)، سکینه رحیم زاده(همسرعبدالله رمضان زاده) و ساره عظیمی(همسر مهدی شیرزاد)، به سخنرانی پرداختند.

 

دادگاه محمد عطريانفر

جلسه‌ رسيدگي به اتهامات محمد عطريانفر صبح دیروز در شعبه 15 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی برگزار گردید و در اين جلسه وكيل عطریانفر به دفاع از اتهامات مندرج در كيفرخواست پرداخت.

 

قرار بازداشت موقت

خانواده وحیده مولوی روز گذشته اعلام کردند برای وی قرار بازداشت موقت صادر شده است. خواهر وی در گفت و گو با سایت میدان زنان گفته است که وحیده با خانواده خود در تماس تلفنی است و حال کلی وی خوب است.

همچنین براساس اظهارات سمیه رشیدی، یکی از هم سلولی های وحیده که دو شب پیش آزاد شده است، وحیده مولوی به همراه شش نفر دیگر در بند قرنطینه زندان اوین به سر می برد. این فعال حقوق زنان روز 13 آبان دستگیر شده بود.

 

زوج شریفی و زارع کهن در اوین

براساس گزارش خبرگزاری ایلنا حجت الله شریفی و نفیسه زارع کهن که روز 13 آبان دستگیر شده بودند هم اکنون در زندان اوین هستند. این زوج تاکنون موفق به ملاقات با اعضای خانواده خود نشده اند. حجت الله شریفی از اعضای ستاد ملی جوانان حامی خاتمی و موسوی(88) و نفیسه زارع کهن روزنامه نگار روزنامه دنیای اقتصاد هستند.

 

اطلاعیه برای دو دانشجوی تبریزی

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز با صدور بیانیه ای نسبت به بازداشت بهنام نیکزاد و حسن(عطا) علیزاده دو دانشجوی این دانشگاه که در روز 13آبان در ایستگاه اتوبوس های ویژه دانشگاه توسط افراد لباس شخصی بازداشت شدند، اعتراض کردند.

این دانشجویان در اطلاعیه خود نگاشته اند: "هرگز باورمان نمیشد روزی فرا رسد که برای بیان اندیشه و درخواست حقوق فردی و اجتماعی و سیاسی خود بهای سنگین دستگیری و زندان را بپردازیم و تحت فشار بازجویی های گوناگون قرار گیریم. اما انگار عده ای از آزاد اندیشیدن ما از آزادی گفتن ما و از خوب فهمیدن ما در هراسند. آنچنان که به هیچ قیمتی حاضر نیستند مردم فهیم و با شعور ایران اسلامی گوش به سخنان ما فرا دهند و خود تشخیص دهند میان آنچه حق است و باطل و تمییز دهند سره را از نا سره؛و اجازه انتخاب احسن را به مردم نمیدهند. (و فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه )اقدام اخیر نیروهای انتظامی و امنیتی در دستگیری و بازداشت جمع کثیری از جوانان و بخصوص دانشجویان شهرمان در 13 آبان ماه که چند تن از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی نیز در میانشان بوده اند برگ سیاه دیگری است بر کتاب تاریک ظلم و جوری که بر آزاد اندیشان و حق طلبان این دیار رقم می خورد."

 

داوود سلیمانی و آنفولانزا

به نوشته پایگاه اطلاع رسانی جبهه مشارکت داوود سلیمانی، نماینده مردم تهران در مجلس ششم در زندان اوین به آنفلوانزا مبتلا شده و وضع جسمانی وی رو به وخامت گذاشته است. سلیمانی در تماس تلفنی با خانواده اش اطلاع داده است که درد فراوانی در دنده و کلیه هایش دارد و با وجود این بیماری ها نه تنها وی را به بهداری منتقل نکرده بلکه حتی از ملاقات پزشک زندان با او نیز ممانعت به عمل آورده اند. گفتنی است داوود سلیمانی جانباز جنگ تحمیلی بوده و بیش از 4 ماه است که در بازداشت به سر می برد. او هفته گذشته بعد از تحمل 4 ماه حبس در سلول انفرادی به بند عمومی زندان اوین منتقل شد.

 

ممانعت از ملاقات

وبلاگ برای آزادی حسین نورانی نژاد گزارش داد که ماموران زندان اوین از ملاقات پرستو سرمدی با همسرش حسین نورانی نژاد ممانعت کردند. ماموران زندان دلیل این امر را نامه ها و فعالیت اخیر همسر این عضو جبهه مشارکت اعلام کرده اند. پرستو سرمدی اخیرا در نامه ای سرگشاده به علماء و مراجع شهر قم از آنان برای آزادی همسرش دادخواهی کرده بود.

 

دو دستگیر شده در انفرادی

با آنکه اکثر دستگیر شدگان در مراسم دعای کمیل به بند عمومی منتقل شده اند اما سعید نورمحمدی و اسماعیل صحابه همچنان در انفرادی هستند. به گزارش سایت نوروز، پدر اسماعیل صحابه که مجوز ملاقات با فرزندش را دریافت کرده بود، پس از مراجعه به زندان اوین با ممانعت بازجو برای ملاقات مواجه شد. شنیده ها حاکیست که بازجوی سعید نورمحمدی و اسماعیل صحابه مشترک است و هر دو را ممنوع الملاقات و "ممنوع التماس" کرده است.

 

بی‌خبری از حسن اسدی زیدآبادی

حسن اسدی، مسئول کمیته حقوق بشر سازمان دانش آموختگان ایران که غروب 12 مهرماه در منزلش بازداشت شده بود، تاکنون هیچ تماسی با منزل برقرار نکرده و خانواده وی از محل نگهداری او بی اطلاع هستند. به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، حسن اسدی زیدآبادی  یک روز پیش از برگزاری تظاهرات 13 آبان بازداشت شد. در این روز محمد صادقی و سید کوهزاد اسماعیلی دو عضو دیگر سازمان ادوار تحکیم نیز در منازلشان بازداشت شدند. محمد صادقی یک روز پس از بازداشت در تماسی با منزل از نگهداریش در سلول انفرادی بند 209 خبر داد. عدم تماس تلفنی حسن اسدی پس از گذشت 5 روز از بازداشتش در حالی صورت میگیرد که پیش از این دادستان تهران اعلام کرده بود "کلیه بازداشت شدگان میبایست بلافاصله پس از بازداشت از حق تماس تلفنی برخوردار باشند و خانواده خود را در جریان محل نگهداری خود قرار دهند. "

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه نوزدهم آبان 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
نوشته شده در تاريخ سه شنبه نوزدهم آبان 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |


روز 23 خرداد زوتراز طلوع خورشید آغاز شد

 

 

دومین بخش روزشمار کودتای 22 خرداد را در این شماره پیک نت، یعنی شماره 19 آبان منتشر می کنیم. ما این روزشمار را بتدریج تهیه کرده و دراختیار خوانندگان خود قرار میدهیم. بخش اول این روزشمار به حوادث تاریخی روز 22 خرداد، یعنی روز رای گیری برای انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری و کودتائی که از ساعات پایان رای گیری آغاز شد اختصاص داشت.

 

 

23 خرداد

 

روز 23 خرداد، زودتر از طلوع خورشید آغاز شد. دشوار بتوان تصور کرد که کودتاچیان از یکسو و امثال میرحسین موسوی و رهبران جنبش سبز از سوی دیگر، حتی برای ساعاتی چشم برهم گذاشته باشند. ما در روزهای بعد اطلاعاتی بدست آوردیم که همین را تائید کرد. حتی در بیت رهبری که سحرگاه و بعد از نماز صبح، وی به قصری در قیطریه نقل مکان کرده بود که بموقع خود به این خبر نیز خواهیم رسید.

 

پس از اولین نشانه های کودتا علیه نتیجه انتخابات، میرحسین موسوی مطابق وعده ای که داده بود در یک مصاحبه کوتاه خبری در ستاد انتخاباتی خود شرکت کرده و در چند جمله تاریخی گفت که بموجب اطلاعاتی که از ستادهای انتخاباتی بدست آورده "پیروز قطعی انتخابات است".

پیک نت، که معمولا در اولین ساعات بامداد به روز می شود، در آخرین ساعات روز 22 خرداد چند بار به روز شده بود، بنابراین و بر خلاف روزهای معمولی، با همان آخرین خبرها منتظر ماند تا صبحی که از دل شب پرحادثه بیرون خواهد با اخبار جدید منتشر شود. بدرستی که "شب آبستن" بود و باید منتظر می ماندیم تا ببینیم "تا چه زاید سحر".

عناوین اصلی صفحه اول پیک نت، صبح روز 23 خرداد مصاحبه شنیداری میرحسین موسوی در ستاد انتخاباتی اش بود. ستادی که پس از این مصاحبه نیروهای نظامی به آن حمله کردند. نیروهائی که بلافاصله معلوم شد بخشی از آنها ایرانی نبوده و از اعضای لبنانی سپاه قدس وابسته به سپاه پاسداران بوده اند. سپاهی که در آن شیعیانی از کشورهای مختلف اسلامی و بویژه عراق و لبنان و فلسطین و سودان در آن حضور دارند. بخشی از آنها برای دیدن دوره های نظامی به ایران آمده و دراین سپاه سازماندهی شده و آموزش می بینند، بخشی از آنها در عین قرار گرفتن دراین سپاه، در حوزه های مذهبی قم و اصفهان و مشهد نیز تحصیل می کنند. اغلب آنها پس از دیدن دوره های نظامی و مذهبی در این سپاه و در حوزه های مذهبی، یا به کشورهای خودشان اعزام می شوند و یا با استقرار درکشورهای اروپائی ماموریت های دیگری را برعهده می گیرند. برای نمونه "عماد مغنیه" فرمانده ارتش نامنظم حزب الله لبنان که سرانجام نیز در یک انفجار در لبنان کشته شد، از جمله همین دوره دیده های سپاه قدس بود. اسرائیل در ترور او دست داشت، اما تردید نیست که رد او و محل اقامت او توسط خودی های دور و بر خود مغنیه "لُو" رفته بود.

بدین ترتیب است که حضور چند لباس شخصی در میان مهاجمان به ستاد مرکزی میرحسین موسوی در تهران که به زبان عربی صحبت می کردند، تعجب آور نبود. آنها را فرماندهان ایرانی سپاه که طرح کودتا را به اجرا گذاشته بودند به این ماموریت اعزام کرده بودند.

عنوانی که برای مصاحبه شنیداری موسوی انتخاب کرده بودیم و شما همچنان می توانید از این طریق، اگر آن مصاحبه را هنوز نشنیده اید و یا شنیده ای اما جزئیات آن را به یاد ندارید، از روی همین عنوان بار دیگر آن را بشنوید.

 

بشنوید!
میرحسین موسوی:

پیروز قطعی انتخابات هستم

 

این یکی از تاریخی ترین اسناد کودتای 22 خرداد است و به همین دلیل نیز پیک نت آن را همچنان و با همین عنوان و البته با حروف کوچک در ستون دست چپ خود حفظ کرده است.

اخبار مهم بعدی، تقریبا از ساعت 10 صبح به وقت تهران رسید و به همین دلیل صفحه اول پیک نت در چند نوبت، با خبرهای دریافتی تازه به روز شد. از جمله خبر اولیه "پیام موسوی به خامنه ای" که اندک زمانی بعد معلوم شد نامه ای خطاب به خامنه ای بوده است. هر دو خبر را که به فاصله ای شاید نیم تا یکساعته در پیک نت جای گرفتند را در این روز شمار می آوریم.

"نامه موسوی به خامنه ای" دعوت او بود به گرفتن جلوی دولت تا مانع تصمیم مردم نشود. این خبر کمی بعد از ساعت 10 صبح عنوان اصلی صفحه اول پیک نت شد و مصاحبه شنیداری موسوی به بالای سمت راست صفحه انتقال یافت.

نامه موسوی به خامنه ای
جلوی دولت را بگیرید تا مانع تصمیم مردم نشود

متن خبر که زیر عنوان بالا در صفحات داخل پیک نت منتشر شده چنین است:

   رفتارهای رئیس‌جمهوری و طیف هواداران ایشان که مرزهای اخلاقی و اسلامی را زیر پا می‌گذارند، در واقع واکنش به این واقعیت است که مردم تصمیم خود را- مطابق نظرسنجی ها-  گرفته‌اند.

از آنجا که احتمال می‌رود در واکنش به اقبال مردمی امواج جدید پرونده‌سازی و ارعاب مردم و ایجاد تهدید و جوسازی علیه فعالان و طرفداران اینجانب در دستور کار قرار گیرد. از جنابعالی می‌خواهم به اعتبار مصلحت جمهوری اسلامی ایران اوامر لازم را جهت جلوگیری از فضای یاد شده اعلام تا هوشیاری لازم در نهادهای مسوول بوجود آید

 

این خبر به این دلیل که تازه بخش هائی از آن درمحافل سیاسی – مطبوعاتی ایران دهان به دهان می شد، بصورت خلاصه در پیک نت انتشار یافت و بعدها، بویژه در مصاحبه مهم ابوالفضل فاتح رئیس ستاد خبررسانی موسوی که خوشبختانه از ایران خارج شده و به چنگ کودتاچیان نیفتاده است، با جزئیات مطرح شد. از جمله این که نامه موسوی به خامنه ای را آقا "وحید"، سرداری که در بیت رهبری عملا رئیس دفتر مجتبی و خود علی خامنه ای بصورت مشترک است از حامل نامه گرفته و به او گفته است: این نامه تغییر در نتیجه انتخابات نخواهد داد. معنای این جمله جز این نیست که تصمیم از قبل گرفته شده و انتخابات و شمارش آراء نمایش بوده است. ما در ادامه روزشمار کودتای 22 خرداد بموقع خود به این مصاحبه مهم نیز خواهیم رسید. آقا وحید نیز همان است که هنگام مراسم تنفیذ احمدی نژاد از سوی علی خامنه ای، آنها را به هم دست به دست می دهد. و در نماز جمعه روز عید فطر که مامور به صف کردن صف اول نماز جمعه رهبر است، می کوشد هاشمی رفسنجانی را در کنار احمدی نژاد جای بدهد که هاشمی زیر دست او زده و با چند فاصله از احمدی نژاد در صف می ایستد.

خبر این نامه ابتدا، بعنوان پیام برای علی خامنه ای به ما رسیده بود که با عنوان زیر، پیش از خبر "نامه موسوی به خامنه ای" در صفحه اول منتشر کرده بودیم:

 

 

در محافل عالی حکومتی گفته می شود
پیام موسوی
من بنام ملت ایران
دربرابر این تقلب می ایستم!

در عالی ترین محافل حکومتی از یک پیام بسیار مهم صحبت می شود که به رهبر رسانده شده است. بموجب این پیام، میرحسین موسوی از مقاومت تا آخر خط، برای جلوگیری از تقلب بزرگ (کودتا) سخن گفته و تاکید کرده است که اگر هرچه زودتر دستور توقف نتایج دروغ انتخاباتی متوقف نشود، از مردم خواهد خواست برای دفاع از رای خود به خیابان ها بیآیند. او گفته است، متقلبین بیش از این نمی توانستند بکنند که کرده اند و بالاتر از این دیگر نیست مگر اسلحه به روی مردم بکشند.  با به خیابان آوردن نیروهای نظامی بزرگترین لطمه را به اعتبار ملی شریف ترین قوای نظامی ایران در تاریخ این کشور، یعنی سپاه پاسداران زدند. من نه تنها برای دفاع از آراء مردم، بلکه برای دفاع از شرافت و قداست سپاه پاسداران و فرماندهان شهید آن در جبهه های جنگ مردم را به خیابان دعوت خواهم کرد.

 

 

 

اخبار 22 خرداد که در صفحه اول پیک نت انتشار یافته بود، در طول روز 23 خرداد حفظ شد.

مهم ترین خبر دیگر 23 خرداد بیانیه ای بود که بصورت تبریک رهبر به احمدی نژاد و اعلام پیروزی او در انتخابات از صدای جمهوری اسلامی قرائت شد. این نیز یکی از اسناد تاریخی کودتای 22 خرداد است.

بیانیه با صدای یک گوینده از صدای جمهوری اسلامی در حالی پخش شد که هنوز شمارش آراء نیز به پایان نرسیده بود، چه رسد به تائید این شمارش آراء توسط وزارت کشور و یا شورای نگهبان. کاملا آشکار بود که این اطلاعیه برای پخش در روز کودتا، از قبل تهیه و تدوین شده بود. ما این بیانیه را نه بیانیه تبریک رهبر به احمدی نژاد و نه بیانیه پایان انتخابات و یا هر عنوان دیگری که دیگر سایت ها و حتی تلویزیون های فارسی زبان و یا رادیوهای فارسی زبان خارج از کشور برای آن انتخاب کرده بودند ارزیابی نکردیم و به همین دلیل با عنوانی متفاوت و برگرفته از جمله ای که در همین بیانیه بود، به این صورت و بعنوان یک سند کودتائی منتشر کردیم:

بیانیه کودتائی رهبر
من با فروتنی کامل

علیه رای مردم کودتا کردم

 

از آنجا که باز کردن صفحات داخل برای خوانندگان پیک نت، بویژه در داخل کشور دشوار بود، ما باید عنوانی را برای بیانیه نسبتا بلند علی خامنه ای انتخاب می کردیم که حتی اگر کسی نتواند متن بیانیه را بخواند، با خواندن همین عنوان بداند مضمون آن بیانیه چه بوده است، بویژه آن که در داخل کشور این بیانیه از صدا و سیما پخش شده و مطبوعات نیز آن را منتشر کرده بودند و چندان ضرورتی به بازانتشار متن آن در صفحه اول پیک نت نبود، بلکه عمدتا اعلام مضمون واقعی این بیانیه مهم بود. یعنی همان که نوشتیم "بیانیه کودتائی رهبر"

متن کامل بیانیه نیز در صفحات داخلی پیک نت انتشار یافت.

 

طول روز 23 خرداد عمدتا در بهت و حیرت از آنچه روی داده بود گذشت، درعین حال که دستگیری های سیاسی مطابق آنچه که در روز 22 خرداد و بموجب تجربه کودتای 22 مرداد نوشته و پیش بینی کرده بودیم آغاز شده بود.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه نوزدهم آبان 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |


شورشیان شیعه یمن با سلاح ارسالی ایران می جنگند!
عربستان سعودی برای نخستین بار ارتش زمینی خود را وارد خاک یمن کرده و از هوا نیز منطقه ای را که شیعیان آن علیه حکومت مرکزی یمن قیام کرده اند بمباران می کنند. خبرگزاری های جهان اخبار مربوط به این تجاوز را بازتاب نمی دهند و درعوض از نقش ایران در تجهیز نیروهای شورشی یمن گزارش میدهند تا تجاوز عربستان سعودی به یمن را در صورت انتشار وسیع اخبار این تجاوز از هم اکنون توجیه کرده باشند.

در آخرین نمونه، روز گذشته خبرگزاری فرانسه گزارش داد که جمهوری اسلامی ایران از طریق کشور اریتره به شورشیان یمن سلاح های جنگی می رساند.

این خبرگزاری به نقل بشیر اسحاق رهبر اتحاد دمکراتیک اریتره که نسبت به بالا گرفتن خطر جنگی منطقه ای هشدار داده اعلام کرد:

 شورشیان زیدی و مریدان بدرالدین الحوث سلاح های خود را از ایران و از طریق خاک اریتره دریافت می کنند. این سلاح ها با کشتی های دولت ایران به ساحل شهرهای اریتره رسانده می شود و شبانه به منطقه تحت نفوذ شورشیان زیدی منتقل می شود.

خبرگزاری فرانسه می افزاید: تهران هر باره این اتهامات را رد کرده است، اما دولت یمن در 28 اکتبر سال گذشته یک کشتی دولت ایران را که  حامل سلاح های جنگی بود در سواحل این کشور توقیف کرد. این خبر نیز از سوی ایران تکذیب شد .

از سه ماه گذ شته شورشیان یمنی در منطقه صعدا و عمران با حکومت مرکزی در جنگ هستند و در صنعا نیز حکومت یمن دچار دشواری  برای مقابله با شورشیان شمال این کشور است. طی چند روز اخیر درگیری هائی در مرز مشترک یمن با عربستان نیز به وقوع پیوسته است.

(دولت "صالح" ، که پس از تصفیه های خونین قدرت را در یمن بدست گرفته کارگزار پادشاه عربستان سعودی است.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه نوزدهم آبان 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

چک 14 رقمی در وجه "خودتان"

سرانجام بی اعتنا به تهدید مجلس و تذکر سازمان بازرسی و اتاق بازرگانی و همه نگرانی هائی که بابت اوج بی قانونی دولت و سپاه  ایجاد شده، شرکتی که نماینده سرمایه گذاری سپاه پاسداران است با صدور یک برگ کاغذ با عنوان چک،  صاحب بزرگ ترین و پولسازترین موسسه خدمات دولتی شد و موسسه ای که بعد از کودتای 28 مرداد در انحصار دولت در آمده بود تا برنامه های گسترده عمرانی در آن به سرعت عملی شود، در دسترس سپاهی ها و مدیریت آن زیر بخش بیت رهبری قرار گرفت.

چکی که از حساب شرکت کارگزاری بهمن [یکی از موسسات متعلق به سپاه،] برای هر کس که دریافتش کند صادر شد تاریخش برابر با هفده ابان 88 بود و مبلغ آن  هزار و 563 ميليارد تومان؛ این یک پنجم مبلغی است که برای خرید 50 در صد سهام [به اضافه یک سهم ] شرکت مخابرات معین شده بود و بقیه آن در شش قسط از محل درآمدهای شرکت مخابرات پرداخت خواهد شد.

بلوك 50 درصد بعلاوه يك سهم مخابرات در حالي 5 مهرماه به قيمت هر سهم 3هزار و 409 ريال توسط كنسرسيوم اعتماد مبين از دولت خريداري شد كه یک حرکت صوری به عنوان "تاريخي‌ترين معامله بورس و خصوصي سازي كشور" و "ركورد دار" خصوصی سازی در دفتر تبلیغات دولت احمدی نژاد و مدیریت آیت الله خامنه ای ثبت شد. از این پس هر کس از خصوصی سازی و  ابلاغ مصوبه اجرائی اصل 44 قانون اساسی سخنی می گوید باید این رکورد را هم به نام دولت ثبت کند و  شرکت در کنترل سپاه و در نهایت بیت آیت الله خامنه ای را بخش خصوصی به حساب آورد. اما اگر کسی در صدد باشد تا دریابد این نهاد مهم  [مثلا جدا از دولت و جزو بخش خصوصی] به کجا مالیات می دهد و نحوه مدیریت آن چه تفاوتی با دیگر مراکز دولتی و تحت سرپرستی رهبر جمهوری اسلامی دارد، پاسخی نخواهد شنید و به یک بازی با اعداد برای فریفتن جهانیان و مخدوش کردن سیستم آمارگیری جهانی برخواهد خورد.

در گزارش های آمده دیروز با صدور این چك، پرداخت وجه نقد 20 درصدي اين واگذاري تاريخي به ارزش پانزده تريليارد و ششصد و سي و هشت ميليارد و سيصد و بيست ونه ميليون و دويست و دوازده هزار و چهارصد و چهل و هشت ريال ركورد ديگري در مبادلات مالي و پولي كشور به ثبت رسيد.

آن بخش از این گزارش که حاوی حقیقت است این ادعاست که "پيش از اين چنين رقمي در قالب يك فقره چك در كشور صادر نشده".

اين چك به تاريخ 17 آبان 88 و توسط شركت كارگذاري بهمن و نزد شعبه بانك ملي شعبه بورس و به حساب شركت سپرده مركزي اوراق بهادار و تسويه وجوه بابت 20 درصد حصه نقدي بلوك 50 درصدي مخابرات صادر شده است.
از جیب به جیب
در گزارش تابناک آمده،‌ براساس قانون اصل 44، سازمان خصوصي سازي با تكيه بر مصوبه هیات واگذاري در خصوص فروش بيش از 22.9 ميليارد سهم مخابرات معادل 50 درصد بعلاوه سهم، در  5 مهرماه 88 اقدام به حراج اين تعداد سهم به قيمت پايه هر سهم 340 تومان كرد. در جريان اين مزايده و حراج بي نظير، که به یک شوخی شباهت دارد دو گروه "كنسرسيوم اعتماد مبين و سرمايه گذاري مهر اقتصاد ايرانيان" شرکت داشتند؛ قبلا  شركت تعاوني پيشگامان كوير يزد با دریافت یک توصیه و یا تهدید از دور رقابت ها خارج شده بود. جالب اینکه شرکت مزبور هیچ نگفت که چند میلیارد تمبری که برای حضور در این مزایده مصرف شده بود کجا رفت. در نتیجه دو موسسه ای با هم به رقابت مشغول شدند که گفته می شود تفاوتی با هم نداشتند .

به گفته یک کارشناس بخش خصوصی اصولا تصور اینکه ک شخص یا گروه در بخش خصوصی چنین سرمایه ای را  ارائه کند بعید به نظر می رسد در حالی که هنوز پرونده خریدار پر دل و جرات فولاد روی میزهاست و او در حالی که پشت میز مدیریت نشسته سرگردان است تا قوه قضاییه استدلال های وی را بپذیرد و پولش را با زیان پس دهد و همچنان شرکت فولاد را در انحصار دولت نگاه دارد.

وقتی روزنامه ها و از جمله روزنامه سرمایه [به مدیریت دکتر عبده تبریزی مدیر سابق بورس تهران] در صدد برآمدند تا ته و توی بزرگ ترین معامله تاریخ ایران را در بیاورند به اطلاعات ضد و نقیصضی برخوردند که حتی معامله صوری را هم خدشه دار می کرد [ از آن جمله  منع وجود مقامات دولتی در راس شرکت های خریدار و یا چند شغلی] که با انتشار نام شرکت های تشکیل دهنده کنسرسیوم خریدار همه نام ها فاش شد و سرداران از تاریکی به در آمدند و آشکار شد که هر کدامشان در هیات مدیریه چند تا از این شرکت ها حضور دارند. شرکت ها عبارت بودند از بانك سينا،‌ سرمايه گذاري تدبير، شركت سرمايه گذاري ساتا، سرمايه‌گذاري امين اعتماد. همین ها چک ها را در وجه یک  شركت سهامي عام صادر کردند و  دوشنبه  در مهلت قانوني 30 روز كاري، چک  به نام شركت سپرده گذاري شد و گیرنده اش [در چکی که با دست نوشته شده] "خودتان" ذکر گردید تا برای صدمیبن بار مجبور به تجدید آن نشوند و به این ترتیب مهمترين واگذاري تاريخ كشور با کمی دقت و احتیاط علمی و اداری انجام شد.

پیشینه سپاه
تاریخچه ورود سپاه به حوزه اقتصاد برابر است با سه حادثه دیگر در کشور؛ اول درگذشت آیت الله خمینی و دیگر رهبری آیت الله خامنه ای و سوم ورود سپاه به حوزه مسائل سیاسی. در سال 68  همزمان با پایان جنگ و آغاز دوران سازندگی، ظرفیت بزرگی از نیروهای فعال و مستعد نظام عملاً فراغت یافتند. از دیدگاه دو نفری که عملا جانشین آیت الله خمینی شده بودند[آیت الله خامنه ای رهبر و هاشمی رفسنجانی رییس دولت سازندگی] استفاده از ظرفیت و امکانات سپاه در آن شرایط ضروری به نظر می رسید، لیکن اگرچه استفاده از این نیروها در آن هنگام، ابتكاری مناسب بود،  اما پیامدهای منفی درازمدتی برجای گذاشت كه با دخالت مستقیم سپاه درکار دولت [اصلاحات] و همزمان ورود این نیرو در معاملات دولتی آشکارتر گردید. عدم مخالفت رهبر جمهوری اسلامی با عملیاتی که سپاه در مخالفت با وزیر راه دولت محمد خاتمی [در مورد پروژه فرودگاه امام] و همین طور دخالت در معامله پیمانکار دوم تلفن نشان داد که فرماندهان سپاه با هماهنگی بیت رهبر آماده ورود به صحنه سیاسی می شوند؛ عملی که در انتخابات سال 84 علنی شد. محمود احمدی نژاد که در انتخاباتی مشکوک و رای های ساخته بسیج به ریاست دولت رسید یک سال بعد با واگذاری مجموعه ای چند میلیارد دلاری از پروژه های دولتی به سپاه پاسخ درخوری به کمک های آنان داد.

تابستان امسال با آشکار شدن معامله ای در بورس تهران برای واگذاری سهام شرکت مخابرات، بلافاصله دستگاه تبلیغاتی دولت با عنوان بزرگترین معامله تاریخ بورس ایران از آن یاد کرد.این موضوع نشان داد دولت قصد دارد آمار خصوصی سازی به طور مصنوعی بالا برود اما اتفاقاتی که افتاد نشان داد هنوز همه بخش های کشور نسبت به وظایف خود بی اعتنا نیستند.

هنوز تابستان به پایان نرسیده و در حالی که تیتر اصلی صفحات اقتصادی بیشتر روزنامه های کشور همین معامله بود بسیاری  از کارشناسان اعلام داشتند در این معامله، نه تنها بخش خصوصی وارد میدان نشده که در حقیقت سهام مخابرات "از این جیب به آن جیب شده " و این نوع معاملات و واگذاری ها، مغایر با نظر رهبری از تأکید بر اجرای اصل 44 است . با این گفته ها مجلس، مجمع تشخیص مصلحت نظام و سازمان بازرسی کشور اعلام داشتند که معامله را بررسی خواهند کرد.

همین کشمکش ها باعث شد که دوبار و هر دو بار در آخرین لحظات معامله لغو شد. روزنامه اقتصادی سرمایه یک زمان نوشت: "از زمان ابلاغ دستور رهبر انقلاب در خصوص سیاست‌های كلی اصل 44، تاكنون شركت‌های دولتی مختلفی از طریق بورس، اصطلاحاً به بخش خصوصی واگذار شده،اما با نگاهی ریزبینانه متوجه می شویم که دولت در واگذاری اختیاراتش به دیگران بخیل است و تلاش می كند با تشكیل شركت های مختلف، از شریك شدن در امور با بخش خصوصی بپرهیزد.نگاهی به چگونه خصوصی شدن مخابرات نیز نشان می دهد برخی تلاش می كنند با ظاهرسازی و دست به دست كردن سهام، عملاً از فرمان رهبری سرپیچی كرده و آنچه مدنظر ایشان از ابلاغ فرمان اصل 44 است، محقق نشود. چرا كه منافع برخی از افراد و گروه ها در خصوصی نشدن مخابرات است. با این وصف، هیچ یك از اهداف این واگذاری كه در سیاست های كلی اصل 44  از سوی رهبر انقلاب ابلاغ شده كه شامل آزادسازی و لغو انحصار دولتی، تأمین منابع مالی، افزایش كارآمدی و كاهش تصدی گری حاكمیت است، تأمین نگردیده است"

شکل صوری معامله در بورس این بود که کنسرسیوم "توسعه اعتماد مبین"  موفق شده در رقابتی [که در مجموع چهل دقیقه به طول انجامید] با گروه"مهر اقتصاد ایرانیان" ، با ارائه سه ریال بیشتر از رقم پیشنهادی این شرکت برای هر سهم، برنده معامله بلوک مدیریتی مخابرات ایران شود و پنجاه درصد به علاوه یک سهم مخابرات ایران را از آن خود کند.

از همان لحظه کنجکاوی برای یافتن پیشینه این شرکت و نحوه برنده شدن آن آغاز شد. در دستگاه مخابرات اما هیچ کس نگرانی نداشت چون کسی باور نداشت که مدیریت مخابرات ایران به صورت واقعی به بخش خصوصی واگذار شده است. 

اجزای معامله


کنسرسیوم "توسعه اعتماد مبین" از سه شرکت تشکیل شده است. شرکت های سرمایه گذاری "توسعه اعتماد"(46 درصد) و "شهریار مهستان"(8 درصد) که از شرکت های زیر مجموعه بنیاد تعاون سپاه هستند و شرکت "گسترش الکترونیک مبین ایران"( 46درصد)که از شرکت های زیر مجموعه ستاد اجرایی فرمان امام [از اجزای بخش اقتصادی بیت رهبری] است.دو شرکت از مجموع این شرکت ها در سالهای 1386 و 1387 تأسیس شده اند و سابقه چندانی ندارند و شرکت سرمایه گذاری توسعه اعتماد نیز در سال 1383 فعالیت خود را شروع کرده است

آنچه اطلاعات فوق را جالب می کند این است که دیگر شرکت کننده در این مزایده یعنی رقیب توسعه اقتصاد مبین، که کنسرسیومی با نام "مهر اقتصاد ایرانیان" است شرکتی است تازه ساخت و یکی از شرکت های زیر مجموعه مؤسسه مالی و اعتباری مهر است که صاحب آن نیروی مقاومت بسیج است. یعنی باز هم سپاه پاسداران.

تنها شرکت خصوصی که آمادگی خود را برای حضور در این معامله اعلام کرده بود گروه"پیشگامان کویر یزد"  بود که صبح همان روز اول معامله از رقابت کنار گذاشته شد. هرچند سازمان خصوصی سازی اعلام کرده بود که پیشگامان کویر یزد از خرید انصراف داده انداما این گروه در پاسخ اعلام کرد که سازمان خصوصی سازی اعلام نموده "به دلیل عدم صلاحیت امنیتی نمی توانیم در معامله شرکت کنیم و درخواست خروج از معامله را به ما دادند".  ضمناًمديران پيشگامان، مدعي وارد شدن خسارت به خود هستند و مي گويند:« باطل کردن هشت ميليارد ريال سفته، کارمزدها و هزينه کرد براي به وثيقه گذاشتن املاک و مستغلات 25 رجل اقتصادي جهت تأمين سه درصد معامله، به اين شرکت خسارت وارد کرده است» و آنها خواستار تأمين خسارت 150 ميليارد ريالي اين شرکت هستند که گویا این مشکل هم بعدا حل شد.

 جمشید پژویان رئیس  شورای رقابت که با حکم آقای احمدی‌نژاد به این سمت منصوب شده  یک روز پس از انجام این معامله در گفت و گویی از احتمال ابطال این واگذاری خبر داد و گفت : اگر در این راستا واگذاری به بخش‌های نیمه‌دولتی و یا غیرخصوصی انجام شود خلاف فرایند خصوصی‌سازی است و در واقع خصوصی‌سازی نیست.به نظر من شرط خصوصی‌سازی در این واگذاری رعایت نشده است و به نوعی انتقال انحصار از دولت به بخشی نیمه‌دولتی صورت گرفته است.

نصرالله ترابی نماینده  مجلس هم در گفتگو با پارلمان‌نیوز گفت: منظور از خصوصی‌سازی در کشور، واگذاری امور مدیریتی به بخش خصوصی است نه اینکه دولت، شرکت‌ها و مؤسسات را به بخش‌هایی چون سازمان تأمین اجتماعی، سازمان بازنشستگی، سپاه پاسداران و... که نهادهای شبه دولتی هستند واگذار کند. منظور از خصوصی‌سازی واگذاری مدیریت‌ها است که دولت دیگر دخالتی در تعیین مدیران نداشته باشد وگرنه خصوصی‌سازی اتفاق نمی‌افتد.البته اکنون اگر به آقایان خُرده بگیریم که چرا سهام مخابرات به سپاه واگذار شده، هزار و یک دلیل می‌آورند که این دو شرکت ربطی به سپاه ندارد اما زیان آن متوجه کشور و اقتصاد است.                      
پایگاه خبری الف متعلق به احمد توکلی هم در تحلیلی درباره واگذاری بیش از نیمی از سهام شرکت مخابرات ایران نوشت:  در شرايطي كه انحصارات دولتي به انحصارات شبه‌دولتي تبديل مي شوند و فضاي كسب و كار در داخل كشور همچنان به شدت مخلّ توليد و سرمايه گذاري است، واگذاري سهام شركت مخابرات ايران به كنسرسيومي شبه‌دولتي، در واقع كوبيدن ميخ ديگري بر تابوت اصل44 است.

از حساب دولت
نكته مهم دیگر که افشا شد و مصداق دیگری برای فساد و ظاهرسازی است خبری است که در حاشیه یک کنفرانس خبری ماه گذشته روشن شد و نشان داد ظاهراً خریدار این معامله هنگفت ، فاقد سرمایه لازم برای انجام چنین معامله ای بوده و مبلغ 1500 میلیاردتومانی پیش پرداخت از محل جابجایی حسابهای دولتی تأمین شده، ضمانت نامه های معامله نیز تأمین نشده و خریدار قصد دارد با پذیره نویسی و دریافت وجه از مردم، سرمایه لازم برای پرداخت بهای مخابرات را فراهم كند.

یک ماه پیش، بعد از اعلام رسمی ورود سازمان بازرسی کشور به این معامله خبری تیتر اول روزنامه ها شد که حاکی از ابطال معامله توسط این سازمان بود و همین خبر باعث شد که یک ماهی هیچ خبر دیگری هم منعکس نشود. اما سرانجام در نیمه آبان و چند روز بعد از شیرینکاری سپاه پاسداران در روز سیزده آبان اعلام گردید همه موانع رفع شده و معامله ای که بر اساس آن یک موسسه پنجاه ساله که نیم قرن سرمایه عمومی در آن مصرف شده با دریافت یک چک که منبع تامین صوری ان هم حساب های دولتی بود، از مالکیت دولت خارج شد و به نام خصوصی سازی به مالکیت سپاه پاسداران درآمد و مدیریت آن به بیت رهبری واگذار شد. همان نهادی که اینک بزرگ ترین وزارت خانه کشور است و با چهارهزار کارمند و خارج بودن از نظارت مجلس، بی آنکه نیازمند به دادن پاسخ به قانون هم باشند، نهاد اصلی محافظ اقتصادی ولایت فقیه.

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه نوزدهم آبان 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |


تولید کلاهک اتمی در ایران با قدرت ویرانی هیروشیما

هفته نامه «اشپیگل» چاپ آلمان در شماره 7 نوامبر 2009 خود با استناد به گزارشی که روزنامه "گاردین" چاپ انگلیس منتشر کرده مدعی شد که جمهوری اسلامی در تلاش دستیابی به یک بمب اتمی کوچک است.

«اشپیگل» نوشت: روزنامه «گاردین» نوشته است این احتمال وجود دارد که جمهوری اسلامی فعالیت های فعلی اتمی خود را به فعالیت های تولید بمب اتم ارتقاء داده باشد.

مسئولین روزنامه «گاردین» مدتی است که روزانه و در بخشی مشخص از روزنامه خود بطور منظم در رابطه با فعالیت های اتمی جمهوری اسلامی مطلب می نویسند. البته بدون آن که منبع اطلاعات خود را ذکر کنند. در یکی از این سری مطالب با عنوان «ابعاد فعالیت های نظامی ـ اتمی جمهوری اسلامی» از کوشش جمهوری اسلامی برای تولید یک کلاهک اتمی کوچک با روشی قدیمی سخن به میان نوشته است.

«گاردین» در آخرین شماره خود نوشته است: جمهوری اسلامی در حال تولید یک کلاهک اتمی است. آژانس بین المللی انرژی اتمی از جمهوری اسلامی خواسته است تا در این رابطه توضیح بدهد.

«گاردین» همچنین به آخرین نوشته روزنامه «نیویورک تایمز» در ماه اکتبر گذشته اشاره می کند که در اوائل ماه اکتبر گذشته از اطلاعات کافی موجود در رابطه با تولید بمب اتم توسط جمهوری اسلامی» خبر داده بود.

 

«اشپیگل» سپس می نویسد که «ولفگانگ لیبرت» فیزیک دان مسئول گروه تحقیقاتی بخش تکنیک و  امنیت دانشگاه «دارم اشتات» آلمان پس از یک سلسله توضیحات فنی به گزارشگر ما گفته است: با روش های نسبتا ساده ای مانند"two-point implosion", که در سال های پنجاه توسط شوروی سابق و آمریکا کشف شد، امکان تولید یک بمب اتم کوچک وجود دارد.

این روشن ساده، این امکان را فراهم می کند که نوع کوچکی از بمب اتم مثل بمبی که در هیرو شیما توسط آمریکا منفجر شد را تولید کرد که با سوار کردن آن «برروی راکتی به سوی محل مورد نظر می توان پرتاب کرد»

اطلاعات مربوط به کوشش جمهوری اسلامی جهت ساخت چنین بمب اتمی کوچکی از مجموعه اطلاعات موجود در پرونده آژانس بین المللی انرژی اتمی به بیرون درز پیدا کرده است. حتی اشتباهاتی در عملکرد چنین برنامه ای این امکان را فراهم می کند که مسئولین آژانس بین المللی انرژی اتمی نگران بشوند، البته جمهوری اسلامی مرتبا چنین موضوعی را انکار و از پاسخ صریح به سئوالات خودداری می کند»

آژانس بین المللی انرژی اتمی در رابطه با همکاری یک متخصص روسی نیز در این رابطه از جمهوری اسلامی توضیح خواسته است.

 

یک متخصص که نمی خواهد نامش فاش شود به «گاردین» گفته است که کوشش جمهوری اسلامی برای تولید این نوع کلاهک هسته ای با متد

"two-point implosion"« بسیار نگران کننده است» و این بدین معنا است که جمهوری اسلامی بدون این که قدم اول را در این رابطه بر داشته باشد، می خواهد قدم چهارم و پنجم را برای تولید بمب اتم بر دارد.

«ولفگانگ لیبرت» فیزیکدان مسئول گروه تحقیقاتی بخش تکنیک و امنیت «دانشگاه دارم اشتات» آلمان در این رابطه نظر دیگری دارد: چندان نیز تعجب آور نیست که جمهوری اسلامی به طور غافلگیرانه ای موفق به تولید بمب اتم بشود«آنها سالها است که در صدد انجام چنین پروژه ای هستند. آن ها احتمالا از متد der "two-point implosion" کپی برداری کرده اند.

 

روز پنجشنبه «محمد البرداعی» مسئول آژانس بین المللی انرژی اتمی در مصاحبه با نیورک تایمز گفت که در تحقیقات اولیه از تاسیسات نزدیک قم مدارکی بدست نیامده است، البته یک روز قبل از آن «جری لیویس»، «فلنت لورت» و «هیلاری من» متخصصین غیر وابسته در اطلاعیه ای که ازاینترنت منتشر کردند، اعلام داشته اند که جمهوری اسلامی در غنی سازی اورانیوم پیشروی ها قابل توجهی داشته است. حتی این کشور توانسته است به طور مخفیانه  یک معدن اورانیوم کشف کند.

مترجم ابراهیم داوودی

نوشته شده در تاريخ سه شنبه نوزدهم آبان 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

13 آبان- تهران
ابوی در پادگان بود
آقا زاده شلیک می کرد

سردار حق طلب

و پسر تیراندازش

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه نوزدهم آبان 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
نوشته شده در تاريخ سه شنبه نوزدهم آبان 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم آبان 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
   
:

 

پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران - تهران
اینکه به مردم بگوییم علی رغم همه بدی ها و ضعف ها و فساد ها پشت حاکمیت بایستید؛ این جوانمردانه نیست. نظام باید مشکلات همه مردم را حل کند یا اینکه در جاهایی که نمی تواند کاری بکند، مردم قانع سازد. از تکنولوژی هسته ای تا سیاست های اقتصادی و کارآمدی. مردم از این نظام انتظار دارند.

خلاصه گفتگوی پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران با مهندس میر حسین موسوی :


 



 

  ü      من احساس می کنم تمایل قدرت برای مطلق کردن خود، در بخش های مختلف نظام یک فساد ساختار یافته، پیدا کرده است


 

ü      از نظر امام وحدت بر اساس خویشاندی سیاسی طرح نمی شود. در وحدت مورد تاکید امام، فامیل و دوست و آشنا به هم باج نمی دهند بلکه امام وحدت را به مولفه های منافع ملی و حیات طیبه نظام اسلامی بر می گردانند .


 

ü      یکی از سئوال‌هایی که در انتخابات مطرح شد این بود که سیصد میلیارد دلار چه شده است؟


 

ü      در زمان جنگ اگر فساد اقتصادی مطرح می شد، سریع مورد توجه قرار می‌گرفت. کوچکترین فسادی، بزرگ دیده می شد. اگر در سطح دولتی گفته می شد که ده هزار دلار گم شده و تکلیفش روشن نیست و مشخص نیست کجا هزینه شده، ممکن بود که منجر به سقوط دولت بشود. در حالی که الان بحث میلیاردها دلار هست ولی هیچکس حساسیت نشان نمی دهد


 

ü      همین لایحه هدفمند کردن یارانه ها اگر اول انقلاب بود به این شکل طرح نمی شد. اصل این لایحه چیز بدی نیست. اما اینکه ما بیاییم از یک طرف حذف یارانه ها را مطرح کنیم و بنزین را گران نماییم و از سوی دیگر بودجه مترو داده نشود. از یک طرف امور مردم به دلیل بهای سنگین بنزین مختل شود و از طرف دیگر به تامین وسایل حمل و نقل عمومی اهمیت ندهیم، برای مردم مشکل ایجاد می کند.


 

ü      اگر در یک نظام، مردم برایشان عادی باشد که حقوقشان پایمال بشود و آنها چیزی نگویند؛ آن نظام بسوی دیکتاتوری و خشونت سیر می کند


 

ü      بنده اعتقاد قطعی دارم که واگذاری پیمانهای چند میلیارد دلاری به سپاه، نه نفع کلیت نظام است و نه به نفع سپاه


 

ü      هستند کسانی که نان خود را از این راه می خورند. واقعا من نمی دانم دین و ایمان دارند یا نه. الان فضای تهمت خیلی رواج دارد. ما افرادی داریم که اگر پرونده هایشان با نگاه امام گشوده شود پرونده های بسیار آلوده ای دارند. اینها آمدند یکدفعه یک حرکت عظیم مردمی را می گویند که به منافقین ارتباط دارند و ... .


 

ü      مصلحت کشور این است که آن فضایی که به عنوان غیر خودی برای خود تعریف می کنند، در کوچکترین سطح و اندکترین وجه ممکن باشد. اگر غیر از این باشد، باید در رفتار خود شک کنیم. نمی شود که در کشور هزاران هزار مدیر برجسته ای که خدمت کرده اند همه را کنار بگذاریم و به حاشیه ملحق بکنیم.


 

ü      آنچه امروزه اتفاق افتاده این است که حاشیه از متن فراتر رفته است و متن خیلی لاغر شده است. من فقط نمادین می گویم که در این حاشیه تعداد وسیعی از مدیران و روحانیون، بخشی از مراجع، چند رییس دولت و حتی رییس مجلس داریم. به این که نمی شود حاشیه گفت. این نقل مکان است. در چنین حالتی آن کسانی که در متن اصلی باقی می مانند به دلیل عدم برخورداری از این حاشیه بزرگ، مجبورند در یک حالت پادگانی و فیزیکی به افراد معدودی تکیه بکنند و این همان چیزی است که به نفع کما دچار کرختی اساسی جذام‌وار شده ایم.


 

ü      به نفع کشور ما است که بر سر یک امر مهم و بنیادی بنام قانون اساسی اجماع کنیم. ممکن است بنده و شما عقاید متفرع و مختلفی داشته باشیم ولی لازم است که بر همین قانون اجماع بکنیم و مشکلات را حل کنیم و از این تفرق بیرون آییم و اصلاحات خوبی را در کشور انجام بدهیم .


 

ü      مردمی که در انقلاب به صحنه آمدند یقینا برای این تحمل اینهمه مشکل نیامدند. آنها آمده بودند تا به رفاه و آزادی برسند


 

ü      ما دچار کرختی اساسی جذام‌وار شده ایم. وقتی می بینیم افرادی که برای نظام دل می سوزانند و چیزی از نظام نمی خواهند و حرفشان هم بازگشت به قانون اساسی و اصول است و ما راحت آنها را مورد هتاکی قرار می دهیم و حتی مثلا به آقای کروبی حمله فیزیکی می کنیم ، باید بدانیم که یک کرختی اساسی پیدا کرده ایم


 

 


 

 متن گفتگو  با مهندس موسوی


 


 


 


 


 


 


 

پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، 9 سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی، یاران روحانی رهبر انقلاب، گرد آمدن بر یکی از موثرترین حلقه‌های جامعه روحانی را برنتافتند و سودای جدایی و ایجاد مجمع دیگری کردند. رهبر کبیر انقلاب این زایش تاریخی شاگردان خویش را مبارک دانست و مجمع روحانیون مبارز از دل جامعه روحانیت اعلام موجودیت کرد. جریان جدیدی که معادلات سیاسی را در انتخابات پیش روی مجلس سوم به نفع خود تغییر داد و همچنین در  رخدادهای سیاسی کشور نقش تاثیرگذاری پیدا کرد.امام ضمن تایید این انشقاق، به نگارش توصیه نامه ای روشنگرانه  به این دو جریان دست یازید، نامه ای که عطف به محتوای آن به "منشور برادری" شهرت یافت. 21 سال پس از صدور منشور برادری از سوی امام خمینی(س)، سراغ یاران امام و بزرگان انقلاب رفته ایم تا مراد رهبر کبیر را از «وحدت» و «اختلاف» بپرسیم و چاره چالش های فراروی وحدت ملی و امنیت سیاسی را در برهه ای از حساس ترین دوران نظام جمهوری اسلامی از آنها بخواهیم.میرحسین موسوی نیازی به معرفی ندارد. همان که نخست وزیر مود وثوق امام خمینی (س) است و کاندیدای مطرح ریاست جمهوری دوره دهم. در نشست دو ساعته اعضای تحریریه پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران با میرحسین موسوی ، او بارها از قانون اساسی به عنوان میثاق ملی و نماد وحدت یاد کرد و تفسیر نامتوازن آن را مهمترین عامل تفرقه دانست. با آخرین نخست وزیر در طبقه هفتم ساختمان صبا گفتگو کردیم، بنایی که به همراه چند بنای معروف دیگر، حاصل معماری مهندس هنرمند است.


 

 ****


 

کثرت اندیشه ها و نظرات، امام را آزرده و پریشان نمی کرد
گفتگو با مهندس میرحسین موسوی پیرامون منشور برادری چنین آغاز می شود:«وحدت» بخشی از رویکردی است که حضرت امام خمینی (س)از اول انقلاب تا آخر عمرشان به آن توجه می کردند.امام کاملا توجه داشتند که مهمترین سرمایه ما وحدت ملی هست و تلاش می کردند این وحدت در گسترده ترین شکل خودش وجود داشته باشد. مردم دور هم باشند. هیچ نوع متن مهمی از ایشان نمی بینیم که به این مساله تاکید نکرده باشند.
میر حسین، وحدت را همزاد قبول کثرت اندیشه های سیاسی و فکری در جامعه معرفی می کند و می گوید: کثرت اندیشه ها و نظرات، امام را آزرده و پریشان نمی کرد بلکه اینها را به عنوان نعمتی برای جمهوری اسلامی می دانست. به نظر من ، گاهی خود ایشان با مهر تاییدی که روی این مساله می نهادند اختلاف را به عنوان یک ضرورت مطرح می کردند که درخشنده ترین رفتار امام در این خصوص، رضایت کامل ایشان با تشکیل مجمع روحانیون مبارز است.نخست وزیر دوران دفاع مقدس بحران های دهه اول را بهانه محدود کردن فضای سیاسی از سوی حاکمیت نمی داند و اظهار می دارد: در عرف ملی و جهانی، رهبری کشوری که انقلاب کرده و درگیر آشوب های داخلی و جنگ خارجی است، باید به این سمت گرایش داشته باشد که اندیشه ها و افکار مختلف را در یک کانال قرار بدهد و سعی کند یک اندیشه در کشور حاکم باشد؛ ولی امام با تاکیدی که روی تشکیل مجمع روحانیون داشتند، نشان دادند که وجود مستقل دو گروه مجمع روحانیون و جامعه روحانیت مبارک بوده و این کثرت ضروری است.


 

مبادا به دلیل طرح تنگ نظرانه مباحث فقهی، مردم در حصاری قرار بگیرند که آزادی خود را از دست بدهند
مهندس موسوی به فرازی از "منشور برادری" در خصوص باز بودن باب اجتهاد در نظام اسلامی اشاره کرده و خاطرنشان می سازد: امام توجه داشتند که مبادا تکیه بر نظام ارزشی اسلامی و مباحث تام فقهی، منجر به این شود که اندیشه های دیگر و حتی خود این اندیشه ها خفه بشوند و امکان بروز و ظهور پیدا نکنند. امام مدام تاکید می کردند که در زمینه های فقهی نظرات مختلفی گرداگرد مسائل گوناگون می‌تواند وجود داشته باشد.
 "" من به نظرم می آید که این موضع گیری ایشان که خیلی صریح و روشن است؛ تنها جنبه فقهی ندارد و متوجه فقها نیست بلکه بیش از فقها، به نظر من دغدغه مردم مد نظر امام است که مبادا به دلیل طرح مباحث  تنگ نظرانه این بحث ها، مردم در حصاری قرار بگیرند که آزادی خود را از دست بدهند.  امام در باب باز بودن باب اجتهاد درجمهوری اسلامی،می فرمایند: در مسائلی که ادعای اجماع هم شده است، اقوال مخالف وجود دارد. این مساله مهمی است. یعنی یک مساله فقهی وجود دارد که تا الان علما روی آن اجماع کرده اند، بنابه فرمایش امام حتی در این مساله هم امکان اختلاف است. اگر دقت بکنیم ایشان معتقد به یک نوع تسامح و مدارا است. فضا را برای مجتهدها باز می کند تا بتوانند بر اساس مسائل و رویدادهای جدیدی که در فضای مدرن در حال رخ دادن است، نظر بدهند. حتی امام به مردم عادی که فقیه نیستند و به نظرات کارشناسی فقها رجوع می کنند، پیام داده که نسبت به مساله خیلی تنگ نگاه نکنند و بدانند که اندیشه های گوناگون راجع به آن وجود دارد.""


 

 تکیه بر تحجر یا اصالت دادن به آن می تواند کشور را دچار بن بست بکند
 آخرین نخست وزیر معتقد است که «اسلامی که امام به آن اشاره دارد اسلامی است که دائم با مسائل گوناگون جامعه درگیر است و نظریاتش در حال تغییر و متناسب با شرایط جدید است و در حال پاسخ به آنها است.ایشان دنبال اجتهادی است که در برخورد با مسائل جدید و نو بتواند درک درستی از آن‌ها داشته باشد و به تبع مسائل جدید بتواند احکام متناسب با آن را ارائه کند. »اومی افزاید:«قرآن، اسلام و انقلاب واژه هایی هستند که معانی سیالی دارند که بر اساس مسائل مختلف معانی گوناگون پبدا می کنند و حوزوی آشنا به مسائل و روشنفکرها، مسولین، مجریان و مدیران که با اندیشه های امام جوش خورده اند با این نگاه می توانند مشکلات را حل کنند و گرنه یک حالت تنگ نظرانه همیشه حاکم خواهد بود.»
""حضرت امام در رابطه با تنگ نظری و تحجر - با توجه به بروز برخی مسایل -بارها صحبت کرده اند که شاید هنوز برخی از آن‌ها منتشر نشده باشد.ایشان توجه دارند که تکیه بر تحجر یا اصالت دادن به آن می تواند کشور را دچار بن بست بکند.مواردی هست که امام اخطارهای شدیدی به برخی افراد دادند که ذهنیت تنگی داشتند و مواظب بودند که این مساله نظام را با بن بست مواجه نکند.""
میرحسین موسوی از نتیجه این تفکر فقهی امام در حوزه آزادی بیان چنین برداشت می کند: اولین ویژگی این تفکر این است که خیلی راحت نمی شود افراد را تکفیر کرد و آنها را خارج از مدار دین به حساب آورد. نمی شود به اعتبار اینکه کسانی که مختصر اختلافی با نظرات رسمی در یک گروه یا جمعی دارند، به عنوان افرادی که مخالف دین و نظام هستند، قلمداد کرد و مورد حمله قرار داد. این تنگ نظری ها به نوعی بر روشنفکران اعمال شده و به نوعی دیگر بر فقها. امام این نگاه را مخالف وحدت بر سر منافع ملی می دانستند.


 

وحدت بر اساس خویشاندی سیاسی طرح نمی شود
مهندس موسوی در ادامه این گفتگو تاکید دارد:«از نظر امام وحدت بر اساس خویشاندی سیاسی طرح نمی شود.در وحدت مورد تاکید امام، فامیل و دوست و آشنا به هم باج نمی دهند بلکه امام وحدت را به مولفه های منافع ملی و حیات طیبه نظام اسلامی بر می گردانند و همه جا به آن تاکید می کنند. بحث بر سر خدمت و ارزشهای بسیار اساسی و بنیادی است که کشور را برومند کند. منشور برادری حضرت امام، کاملا به مسائل حیاتی جامعه معطوف است. صلاح گروه های مختلف سیاسی، فقها، روحانیون، روشنفکرها و مردم است که روی آن فکر کنند و اندیشه های مختلف آنها بر اساس این پیام به هم پیوند بخورد. »
 در ادامه این گفتوگو از مهندس موسوی پرسیدیم لحن حضرت امام در نامه به جریانات سیاسی موجود، خوش بینانه و خود این لحن ایشان وحدت بخش است.واقعیت چه بود؟ آیا فضای آن دوران اینگونه بود یا امام عمدا با این کار می خواهند به جامعه و گروه های سیاسی وحدت را القا نماید؟ پاسخ اما این چنین مهم  بود: حقیقت این است که در آن شرایط که خود نامه هم به آن معطوف است، اختلاف هایی وجود داشت و جناح بندی هایی هم بروز کرده بود . شخصیت ها در نهادهای موازی حضور داشتند که این نهادها به جناح مخصوص خودشان تعلق داشت. دفتر تبلیغات اسلامی در کنار سازمان تبلیغات اسلامی، انجمن اسلامی در کنار جامعه اسلامی و غیره وجود داشت. در نهادهای مختلف چنین تقسیم بندی وجود داشت. آنچه من در رابطه با حضرت امام دقت کرده ام ایشان در حوزه اقتصاد، معیشت، رفاه و ... ترجیح هایی داشت که من فکر می کنم با نظریات دولت خیلی نزدیک تر بود یعنی با جناحی که آن موقع سر کار بود.
وی می گوید :آنچه مهم است این است که هیچ کدام از این اختلاف ها، منجر به این نشد که در حلقه پیرامونی ایشان، افراد متعلق به جناح های مختلف حذف بشوند. همه اینها یکپارچه حضور داشتند.آقای عسگر اولادی بود، آقای مهدوی کنی بود، آقای موسوی خوئینی ها بود، آقای موسوی اردبیلی هم بود.این افراد همه در کنار امام بودند. بودن یک جناح در کنار امام به معنی حذف جناح دیگر نبود.
""من خیلی روی این مساله فکر کرده‌ام.احساسم بر این است این حلقه ها، واسط ارتباط امام با بخشی از قاعده جامعه بودند. یقینا افردای که از طریق آقای موسوی خوئینی ها - که امروز مورد اتهام و فحاشی قرار گرفته اند - به امام وصل می شدند؛ از طریق آقای مهدوی کنی نمی توانستند وصل بشوند. همان هایی که از طریق آقای مهدوی کنی به امام وصل می شدند و سخنان اینها از طریق ایشان به گوش امام می رسید یقینا نمی توانستند از طریق آقای موسوی خوئینی ها وصل شوند. این خودش یک روش خوبی بود. برای همین ایشان در مقابل حذف هر کدام از این چهره ها در گرداگرد خودش به سختی مقاومت می کرد همه تا آخرین دم در کنار ایشان ماندند.  حذف اینها، موجب اختلال می شد و این اختلافات را به بدنه اجتماعی می کشاند. حذف هر کدام از این چهره ها، به معنای حذف یک قاعده اجتماعی نبود، چرا که قاعده که حذف نمی شود؛ بلکه رابطه رهبری و بخشی از قاعده اجتماعی قطع می شد. به نظر می رسد این مساله غیر از اینکه بعد اعتقادی داشت، یک جنبه استراتژیک هم در ذهن امام داشت. ایشان هر کسی را که قصد خدمت داشت و نیت پاک داشت، در انقلاب اسلامی و نظام به نوعی مشارکت می داد. ""


 

 امروزه تساهل و مدارای جامعه نسبت به اندیشه های مختلف
 در سطح سیاسی بسیار کم شده است
مهندس موسوی در این باره که شما در گذشته مسئولیت‌های خطیری داشتید. الان هم در عرصه سیاسی حضور فعال دارید و همیشه مسائل را رصد می کنید. پس از انقلاب همه استعداد های بالقوه تفرقه در کشور پررنگ می شود، آشوب های منطقه‌ای، نزاع های قومی، هجمه تهدید کننده دشمن خارجی، فشارهای اقتصادی؛ همه پیش‌نیازها برای اینکه جامعه دچار تشتت و تفرقه بشود، وجود داشت و شرایط سختی بر جامعه حاکم بود که نظام این فضا را مدیریت می کند. الان سی سال پس از انقلاب، نظام به شرایط خاصی گام نهاده است. به نظر شما شرایط امروز خطیرتر است یا شرایط آن دوران؟خاطرنشان می کند:ما می توانیم از گذشته درس بگیریم اما دو تا موقعیت دشوار را به سختی می توان روی هم انداخت و با هم مقایسه کرد. ما آن موقع تازه انقلاب کرده بودیم و تازه از سلطه رژیمی درآمده و رو به نظام جدیدی آورده بودیم. نظام سابق ریشه عمیق تاریخی داشت و اثر خود را در فرهنگ ، سیاست ، اجتما ع و ساختارهای حکومت گذاشته بود بعلاوه حرکتی که انقلاب آغاز کرده بود برخلاف نظم موجود جهانی تلقی می شد و بخاطر همین دشمنان زیادی در سطح جهان بود که مشکلات زیادی مثل کودتای نوژه، شورشها و حمله صدام برای ما به وجود آورده بودند. در سطح بین المللی هم حرکت های دیگری وجود داشت.آنچه در این شرایط به ما قدرت می بخشید، وحدت و همدلی بر گرداگرد یک ایدئولوژی بسیار پیشرفته، مترقی و به روز و یک نوع صیانت از این وحدت در مقابل امواج فتنه هایی که می توانست این وحدت را مورد حمله قرار بدهد، وجود داشت.
می می گوید :در حال حاضر یقینا خطرهای آن موقع را به آن شکل نداریم اما اینکه الان احساس می کنیم آسیب پذیرتر شده ایم، به نظر من عامل آن مشکلات داخلی است. زمان جنگ علی رغم همه مشکلات، احساس قدرت وصف ناپذیری می کردیم ولی الان چنین احساسی وجود ندارد.
به نظر من امروزه تساهل و مدارای جامعه نسبت به اندیشه های مختلف در سطح سیاسی بسیار کم شده است. آن موقع مشکلات اگر چه بیشتر بود، تحمل و سعه صدر هم بیشتر بود. اندیشه های مختلفی که با هم اختلافاتی داشتند می توانستند در کنار هم کار بکنند ولی الان متاسفانه چنین حالتی وجود داشت.


 

ارزشها در اقتصاد و تجارت و فرهنگ فرق کرده است
نخست وزیر دوران دفاع مقدس در بخش دیگری از گفتگوی خود با پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، در تبیین تفاوت های دهه اول و فضای فعلی کشور از حاکمیت ارزشهای بنیادی در آن دوران یاد کرد که همه را برای اجرای سالم قوانین بسیج کرده بود. وی اظهار داشت: « آن موقع اگر فساد اقتصادی مطرح می شد، سریع مورد توجه قرار می‌گرفت. کوچکترین فسادی، بزرگ دیده می شد. اگر در سطح دولتی گفته می شد که ده هزار دلار گم شده و تکلیفش روشن نیست و مشخص نیست کجا هزینه شده، ممکن بود که منجر به سقوط دولت بشود. در حالی که الان بحث میلیاردها دلار هست ولی هیچکس حساسیت نشان نمی دهد. من نمی خواهم کسی را متهم بکنم اما اینها مسائلی را در کشور به وجود می آورد که ما را آسیب پذیرتر می کند. آن موقع دغدغه همه رسیدن به این مساله بود که همه مردم از نعمات و امکانات و از فرصت هایی که یک کشور و نظام می تواند داشته باشد، بهره‌مند بشوند و صادقانه این خدمات در اختیار همگان گذاشته بشود. بحث، بحث مردم بود.متاسفانه امروزه این ارزشها در اقتصاد و تجارت و فرهنگ فرق کرده است.»
میرحسین موسوی به هدفمند کردن یارانه ها اشاره کرد و گفت: من مجبورم به نکته ای اشاره کنم. همین لایحه هدفمند کردن یارانه ها اگر اول انقلاب بود به این شکل طرح نمی شد. اصل این لایحه چیز بدی نیست. اما اینکه ما بیاییم از یک طرف حذف یارانه ها را مطرح کنیم و بنزین را گران نماییم و از سوی دیگر بودجه مترو داده نشود. از یک طرف امور مردم به دلیل بهای سنگین بنزین مختل شود و از طرف دیگر به تامین وسایل حمل و نقل عمومی اهمیت ندهیم، برای مردم مشکل ایجاد می کند. همه زندگی و شغل و درآمد ملت به رفت و آمد بستگی دارد. اگر ما حمل و نقل را گسترش داده باشیم این گرانی بنزین بار زیادی را روی هزینه های خانوار وارد نمی کند. اما اگر به دلیل وجود پاره‌ای از مسایل بین دولت و شهرداری، ارز مورد نیاز مترو تامین نشود و در حالی هدفمند شدن یارانه ها تصویب شود که مشکلات زیادی -مثل قرار داشتن مترو در بدترین شرایط تامین بودجه- وجود داشته باشد، چوب این مسائل را مردم می خورند.
وی تاکید می کند که  لایحه هدفمند کردن یارانه ها اگر خوب اجرا بشود، دولت کارآمدی داشته باشد و از همه نیروها خوب استفاده کند و مشکلات مردم را حل کند ، ممکن است به کشور کمک کند. اما اگر اینگونه نشود، خداوند با هیچ کسی عهد و پیمان نبسته است. اگر داد مردم را دربیاورند، آنان را در برابر دولت قرار می‌دهند. »


 

دهه اول انقلاب یک نوستالوژی ملی است
هنوز هم ذائقه آن در دل مردم مانده است
وی با بیان اینکه حتی در شرایط جنگی افکار عمومی اجازه اظهارات متناقض و سیاست های دوگانه به دولت نمی دادند، گفت: اینکه یک نفر از یک طرف حرفهایی بزند و از طرف دیگر کارهایی بکند که پاسخی برای اعمال خود نداشته باشد، اشتباه است. الان ما جنین چیزهایی را زیاد داریم. این مساله ما را آسیب پذیر تر می کند و مشکلات ما  را زیاد خواهد کرد.نخست‌وزیر دوران امام از دهه اول به عنوان یک نوستالوژی یاد می کند و اظهار می دارد :  این حسی که در سطح ملی به دهه اول انقلاب وجود دارد، ناشی از این است که در شرایط آن دوران چون مردم می‌دانستند که همه توان نظام و دست اندرکاران در خدمت حل کردن مشکلات آنان است اگر جایی هم کم و کسری می دیدند، تحمل بالایی داشتند. می آمدند پشت سر دولت قرار می گرفتند.
« مردم با کم و کسری های کشور که خیلی زیاد هم بود و ناشی از فقر و جنگ و انفجار کشتی های نفتی، خطوط انتقال گاز و محدودیت های واردات و صادرات بود، می ساختند. مشکلات را حس می کردند ولی فریادشان بلند نمی شد. چون می دانستند که هم خودشان، هم کسانی که در خدمتشان هستند برای حل این مساله تمام توان خود را به کار گرفته اند. برای همین با یک همکاری وسیع و صبر بزرگ در سطح ملی روبرو بودیم که هم اختلافات را از بین می برد، هم مشکلات را حل می کرد و هم پشتوانه قوی برای نیروهای رزمنده ما در جبهه بود.
در چنین شرایطی که کمبودهایی وجود داشت، مردم بچه های خود را به جبهه می فرستادند و طلاهای خود را به دولت می بخشیدند تا بلکه بخشی از هزینه های جنگی را تامین بکنند. این مساله احساسی از امنیت و آرامش را در کشور ایجاد می کرد که هنوز هم ذائقه و سابقه اش در جامعه مقداری مانده است. الان متاسفانه چنین چیزهایی نیست.


 

اجرای متوازن قانون اساسی همه را دور یک میثاق ملی جمع می کند
مهندس موسوی در پاسخ به این پرسش که اصولی که بر آنها باید وحدت کرد چیست؟ چگونه باید وحدت را تعریف کرد؟ به نظر می‌رسد در مفاهیم اساسی مانند منافع ملی یک تعریف واحد مورد قبول و اجماع نیست. چرا؟ می گوید:به این دلیل که توجهی به قانون اساسی نداریم.در متن قانون اساسی همه مسائل بصورت متوازن در مطرح شده است و نمی شود ما بخشی را برجسته نگاه کنیم و بخش دیگر را کم رنگ ببینیم. الان جناح ها و مسئولان مختلف به مذاقشان خوش می آید که تکه ای را برجسته کنند و تکه دیگر را ضعیف نمایند؛ این درست نیست. اینها بخش های به هم پیوسته است. مخصوصا بخش مربوط به آزادی ها (آزادی بیان، آزادی اجتماعات، آزادی عقیده ... )،شوراها، اصل عدم تجسس، مساله زبان های قومیت های و آموزش آنها و ...، اینها هیچ خطری را برای کشور ایجاد نمی کنند بلکه وحدت بخش هستند. بنده نوعی نمی توانم با سلیقه خود بگویم که اجرا یا عدم اجرای این اصل، صلاح نیست.
"" توجه کنید که در زمان جنگ در کشورهای مختلف، انتخابات یا انجام نمی شود و یا بسیار تصنعی برگزار می گردد. در زمینه اجرای قانون مشکل پیدا می شود اما در تمام دوران جنگ ما باوجود همه بحران ها و مشکلات وسیعی که بود «انتخابات» ها علی رغم هزینه هایی که داشت، پشت سر هم انجام شد و نظام به قوت خود باقی ماند. کسی به ذهنش نرسید که کار دیگری بکند.تنها موردی که تاخیر انداخته شد، اجرای قانون شوراها بود. دلیل آن هم نظریات مختلف مسوولان بود وآن زمان من اعتقاد داشتم برای عدم تمرکز دولت قانون شورا یکی از مهمترین راهکارهای ممکن است. برخی مخالف این بودند می گفتند زمان جنگ احتمال دارد مشکلات اساسی در برخی از مناطق خصوصا  مناطق مرزی داشته باشیم. ما در دولت اقدام کردیم قانون را به مجلس بردیم و زمانی هم برای انتخابات شوراها معین کردیم. در آستانه انتخابات، عده‌ای از استاندارها به امام نامه نوشتند که این مساله به تاخیر انداخته شود. حضرت امام ملاحضه کردند. بعد در جلسه روسای سه قوه تصمیم بر این شد که انتخابات به بعد از جنگ وانهاده شود.بحث این بود که ما همه اصول را پیاده کنیم ولی الان این اعتقاد زیاد وجود ندارد. برخی اصول پررنگ شده و برخی اصلا کنار گذاشته شده اند. عدم اجرای درست قانون می تواند یکی از عوامل تفرقه باشد و از سوی دیگر اجرای متوازن آن می تواند همه را دور یک میثاق ملی جمع کند .""
 شکستن پی در پی نهادها یا تخریب قوانین
بویژه قانون اساسی حلال مشکلات ما نیست
از مهندس موسوی پرسیدیم شما می فرمایید که اگر همه اصول قانون ساسی بصورت متوازن نگریسته و عمل شود، بخش بزرگی از این مشکلات حل می شود.آیا احساس نمی کنید که قرائت از برخی از اصول قانون اساسی آنقدر فربه هستند که اصول دیگر را به خودی خود کم رنگ می کنند؛ بطوری که مفسران و مجریان آن اصول را خیلی مورد توجه قرار می دهند و متوجه اصول مهم دیگر نمی شوند؟ همین امر باعث شده است که برخی از لزوم بازنگری در قانون اساسی سخن به میان آورند.
وی پاسخ داد :مشکلاتی در جامعه داریم که بخشی از آن به میراث های ما بر می گردد.رفتار، علایق و کردار سیاسی ما بیش از شکل و ظاهر قانون اساسی درموضع گیری های نظام ما موثر واقع شده است و گرنه ما در جهان کشورهایی داریم که از نظر شکلی و محتوایی جوامعی کاملا دموکرات و باز هستند اما وقتی به قانون اساسی آنها توجه می کنیم و به رویه هایی که باید به آن رجوع کنند، نگاه می کنیم، می بینم که خشک تر از قانون اساسی ما در آن کشورها وجود دارد ولی رویه هایی که برای نهادینه کردن مردم سالاری در آن کشورها استقرار پیدا کرده، منجر به این شده که تفسیر آن چارچوب های خشک سنتی، مشکلی برای دموکراسی و آزادی به وجود نمی آورد. نمونه اش چند کشور اروپایی که اگر نگاه بکنید اصول بسیار سنتی مبتنی بر نظام شاهنشاهی در آن هست. وی اضافه می کند : شکستن پی در پی نهادها یا تخریب قوانین بخصوص قانون اساسی حلال مشکلات ما نیست. این خودش می تواند یک نوع آشوب و آشفتگی را در کشور ایجاد کند. توجه به مسائل اجتماعی-سیاسی ریشه داری که در تاریخ کشور و فرهنگ ما وجود دارد، مهم است. مخصوصا اگر ما دقت بکنیم که خود قانون اساسی نیست که در حقیقت این مساله را ایجاد می کند بلکه نوع تلقی از قانون است که با تکیه بر نیروهای اجتماعی و فرهنگی به این مشکلات عمق می بخشد.
یک ذهنیت نقاد مردمی که نسبت به سرنوشت خود حساس هست، با استفاده از تمام فرصت ها برای جمع شدن بر اصول قانون اساسی می تواند به ما مجال دهد که ما تفسیرهای متعالی تر این قانون را اجرا نماییم.  البته قانون اساسی هم وحی آسمانی نیست و بر اساس مقتضیانت زمان می تواند در چارچوب پیش بینی شده مورد تجدید نظر قرار بگیرد.
مهندس موسوی تاکید دارد :من مشکل را بیش از آنچه که فربه بودن یک اصل و سنگینی بر اصل های دیگر ببینم در برخی از سنت های اجتماعی فرهنگی می بینم که با رویه های نادرست انباشت شده در طول تاریخ و ایجاد رویه های غلط جدید، به نوعی به کرختی رسیده است. کرختی تنها به حکومت مربوط نیست. به کسانی که شهروند عادی هستند هم مربوط می شود. البته من نقش تربیتی حاکمیت در فرهنگ پذیری جامعه و آشنایی آنها با حقوق خود را خیلی موثر می دانم. وقتی حضرت امام بر می تابید که افکار و اندیشه های مختلفی وجود داشته باشند، این خودش در فرهنگ جامعه تاثیر زیاد می گذاشت. امام دائم به ملاک ها و معیارهای جمعی در تصمصم گیری ها برمی گشت.


 

 اگر در یک نظام، مردم برایشان عادی باشد که حقوقشان پایمال بشود و آنها چیزی نگویند
آن نظام بسوی دیکتاتوری و خشونت سیر می کند
مهندس موسوی در ادامه با بیان اینکه شیوه تفسیر حاکمیت در رابطه با قانون اساسی از یک سو اهمیت فوق العاده ای دارد  و در سوی دیگر، سمت گیری مردم و روشنفکرها هم اهمیت زیادی دارد.امام حق را گرفتنی می دانند.آزادی را گرفتنی می دانند.آزادی را جزو حقوقی می دانند که باید مردم باید دنبال بکنند و به از دست دادن ارزشهای بنیادی تن در ندهند.این برای ما یک اصل است. اگر در یک نظام، مردم برایشان عادی باشد که حقوقشان پایمال بشود و آنها چیزی نگویند؛ آن نظام بسوی دیکتاتوری و خشونت سیر می کند. اینجاست که نقش مطبوعات، رسانه ها، روشنفکران، مردم، ادبیات سیاسی و فرهنگی اهمیت پیدا می کند.گفت:البته همه نظام ها با این مساله روبرو هستند. در کشورهایی که جامعه کمی به پختگی رسیده است، یک ذره محدودیت که در برابر حقوق مردم ایجاد می شود، بلافاصله موج اعتراض ایجاد می شود و این کار نهادینه شده است.
وی می گوید :ما از دوران مشروطیت قدم های زیادی پیش گذاشتیم.وضعیت امروز ما نه با دوران مشروطیت و نه با سی سال پیش قابل مقایسه نیست.قدم هایی پیش گذاشتیم اما اینکه بگوییم این راه در نقطه ای به پایان رسیده و مردم بروند در خانه خود بخوابند و هیچ خواسته ای نداشته باشند و مساله خوبخود حل بشود، اشتباه است. مطالبه مردم از حاکمیت و تفسیر روشن اندیشانه حاکمیت از قانون اساسی به نحوی که به ملت کمک کند، راه حل مشکلات است


 

بنده اعتقاد قطعی دارم که واگذاری پیمانهای چند میلیارد دلاری به سپاه
 نه نفع کلیت نظام است و نه به نفع سپاه
نخست وزیر دوران دفاع مقدس تاکید می کند :«حساسیت شدیدی در فرامین حضرت امام نسبت به مسائل مالی بود.یک زمانی در کشور این بحث آغاز شد که نیروهای مسلح نیاز مالی دارند و باید وارد فعالیت های تجاری شوند.من مخالف بودم و اعتقاد داشتم که این مساله کشور را با مسائل مختلفی روبرو می کند. می گفتند نیروی نظامی می خواهد کار عمرانی بکند. من گفتم نیروی نظامی که در پی آن باشد که که قیمت دلار چند است دیگر به وظایف خود عمل نمی کند و فساد هم ایجاد می کند. استدلال آنها این بود که در قانون اساسی اصولی داریم که در زمان صلح، ارتش و سپاه می توانند در سازندگی کشور کار کنند. من گفتم، بله در حد خود می توانند این کار را بکنند بدون اینکه از انجام وظایف خود جدا شوند و نیازی نیست که در مسائل مالی وارد شوند. نیازهای مالی آن‌ها باید در دولت و وزارت دفاع حل و فصل بشود. بنده اعتقاد قطعی دارم که واگذاری پیمانهای چند میلیارد دلاری به سپاه نه به نفع اقتصاد کشور است و نه به نفع سپاه و نه نفع کلیت نظام. این رویکرد به تنهایی میتواند کشور را در معرض خطر قرار دهد .وی می افزاید : در سه چهار سال اخیر اینگونه مسائل ابعاد وسیع تری پیدا کرده است . توسعه موسسات پولی عجیب و غریب هم در میان نیروهای نظامی و انتظامی مشکل ایجاد کرده و هم در میان مردم. فکر نکنیم که سپاهی عزیزی که در مرزهای کشور  شهید می شود، نفعی از این برده است. خیر، این فعالیت اقتصادی برای خود شبکه ای ایجاد کرده که این شبکه، شبکه اقتصادی صرف نیست مقاصد سیاسی هم دارد و این به نفع کشور نیست. حضرت امام این مساله را بارها مطرح کرده است، اگر به آن عمل می کردیم به اینجا نمی رسیدیم. »
 هستند کسانی که نان خود را از راه دروغ و تهمت می خورند
مهندس موسوی در این باره که امام در نامه خود از واسطه هایی سخن می گوید که القای بدبینی می کنند و توصیه موکد دارند که از اینها پرهیز شود.اینها کی هستند؟ چکار می کنند؟ می گوید :هستند کسانی که نان خود را از این راه می خورند.واقعا من نمی دانم دین و ایمان دارند یا نه.الان فضای تهمت خیلی رواج دارد.ما افرادی داریم که اگر پرونده هایشان با نگاه امام گشوده شود پرونده های بسیار آلوده ای دارند. اینها آمدند یکدفعه یک حرکت عظیم مردمی را می گویند که به منافقین ارتباط دارند و ... . اینها همان کسانی هستند که آتش بیار معرکه هستند و نفع خودشان برای رو نشدن پرونده هایشان در این است که دائم این اختلافات را در کشور به هم بزنند و بدبینی ایجاد کنند. در حالی که به سود همه هست که حقوق مردم را بشناسند و خوش بینی ایجاد کنند. اینکه یک عده ای این وسط بیافتند و بگویند این با بیگانه ارتباط دارد و ... این کار بزرگ کردن بیگانه است اگر بیگانه ها اینقدر بزرگ هستند که می توانند اینهمه آدم را به صحنه بیاورند که ما باید دستهایمان را ببریم بالا و از کل انقلاب اسلامی استعفا بدهیم.
مهندس موسوی در پاسخ به پرسش که این فضای بد بینی را چه کسانی می سازند؟ می گوید :یقینا یک عده از ساختن فضای بدبینی سود سیاسی می برند و عده ای دیگر سود شخصی.مشهور بود که کسی در حضور حضرت امام واقعا جرات اینکه از دیگری غیبت کند و جوسازی و بدگویی بکند، نداشت.ایشان در همان جا جواب تندی می داد. بنده مواردی شاهد بودم که امام در برابر این مسائل تند می شد. این اثر جانبی در جامعه داشت. اینکه باید مراقب کسانی که آتش بیار معرکه هستند و فضا را آلوده می کنند، بود.از او پرسیدیم که امروزه عده ای بر ضرورت وحدت تاکید می کنند و گروهی با مساله وحدت مخالفت می کنند. مسائلی از سوی برخی از افراد مطرح می شود می گویند اول محاکمه بعدا وحدت و از این قبیل. شما این را چگونه می بینید؟.مهندس موسوی پاسخ داد:جنگ سیاسی و قدرت طلبی است. در این میان آنچه مطرح نیست، معنای وحدت است. یک عده ای نفعشان بر این است که در این کشور اختلاف باشد و دایره نظام و متن نظام روز به روز تنگ تر و لاغرتر بشود. امام سعی می کرد که متن واقعی انقلاب و جامعه غنی باشد. بزرگترین حجم را داشته باشد و حاشیه، کوچکترین حجم ممکن را داشته باشد. موقعی که در وصیت نامه سفارش می کنند که کسانی که از انقلاب بریدند، بازگردند؛ نشان می دهد که حتی آن حاشیه کوچک را هم بر نمی‌تابند.می خواهند همه در دریای وحدت قرار بگیرند.


 

امروز حاشیه نظام از متن پررنگ تر شده  است
مهندس موسوی در ادامه با بیان اینکه امروزه حاشیه نظام از متن فراتر رفته است  می گوید :آنچه امروزه اتفاق افتاده این است که حاشیه از متن فراتر رفته است و متن خیلی لاغر شده است.من فقط نمادین می گویم که در این حاشیه تعداد وسیعی از مدیران و روحانیون، بخشی از مراجع، چند رییس دولت و حتی رییس مجلس داریم. به این که نمی شود حاشیه گفت. این نقل مکان است. در چنین حالتی آن کسانی که در متن اصلی باقی می مانند به دلیل عدم برخورداری از این حاشیه بزرگ، مجبورند در یک حالت پادگانی و فیزیکی به افراد معدودی تکیه بکنند و این همان چیزی است که به نفع کشور ما نیست.وی افزاید : مصلحت کشور این است که آن فضایی که به عنوان غیر خودی برای خود تعریف می کنند، در کوچکترین سطح و اندکترین وجه ممکن باشد. اگر غیر از این باشد، باید در رفتار خود شک کنیم. نمی شود که در کشور هزاران هزار مدیر برجسته ای که خدمت کرده اند همه را کنار بگذاریم و به حاشیه ملحق بکنیم.
""الان یک عده ای کشف کرده اند که موسوی خوئینی ها توده ای است یعنی همین شخصی که شاگرد امام است.می گویند گروه فرقان پیش ایشان درس خوانده اند.اگر اینجوری باشد فکر می کنم ما در نظام یک نفر را نمی توانیم پیدا کنیم که با این و آن ارتباط نداشته باشد.وقتی ما مسائل را به این اندازه تقلیل می دهیم این نشان بیماری است که در جامعه ما گسترش پیدا کرده است. همه باید نگران باشیم.""
وی مثال دیگری هم می زند که این مساله بسیار مهمی است که ما یک همایش دوسالانه کاریکاتور بگذاریم و بیش از صد نفر از بهترین کاریکاتوریست ها اعلام کنند که ما در این دوسالانه شرکت نمی کنیم.این اتفاق بزرگی است.ما اگر این را علامت بگیریم، مشکلات را حل می کنیم.علامت ها همیشه در کلان جامعه نیست اگر در بخشی از جامعه آنها را ببینیم ، می توانیم به حل مشکلات برسیم. اینکه بیشتر سینمایی های، نویسنده ها، نقاش ها و ... در حاشیه قرار می گیرند، این علامت خطر برای کشور است.


 

مادچار کرختی جذام‌وار شده ایم
مهندس موسوی در ادامه در توصیف اوضاع امروز به این نکته اشاره می کند که ما دچار کرختی جذام‌وار شده ایم او سپس توضیح می دهد :ما دچار کرختی جذام‌وار شده ایم. یک یخش هایی از بدنه‌ی انقلاب جدا می شود و متوجه نمی شویم. این وضعیتی است که ما الان متاسفانه داریم و نگرانی امام در منشور برادری توجه به این قضیه است که حساسیت ها را در اوج خودش در میان نیروهای مسوول حفظ کنند.
""در اوایل سال 58 چند نفر از هند آمدند و خواهان حضور گروهی در آن جا جهت معرفی انقلاب اسلامی شدند.بنده از طرف شهید بهشتی مامور شدم که پس انتخاب چند نفر به هند رفتیم. یک روز که روی پله های مسجد جامع دهلی نشسته بودیم دیدم کنار من یک جذامی نشسته است که قسمتی از انگشتان و پاهایش افتاده است از یک دوست هندی پرسیدم که چرا اینجوری شده؟ گفت، بدن این فرد کرخت است . وقتی تکه تکه می افتد شخص متوجه نمی شود. ما دچار کرختی اساسی جذام‌وار شده ایم. وقتی می بینیم افرادی که برای نظام دل می سوزانند و چیزی از نظام نمی خواهند و حرفشان هم بازگشت به قانون اساسی و اصول است و ما راحت آنها را مورد هتاکی قرار می دهیم و حتی مثلا به آقای کروبی حمله فیزیکی می کنیم ، باید بدانیم که یک کرختی اساسی پیدا کرده ایم.""
وی در پاسخ به این پرسش که آنچه از خاطرات امام و یاران ایشان از دهه اول بر می آید ، این تصویر را ایجاد می کند که آزادی سوال و انتقاد و مخالفت با نظرات دیگران و ایشان در آن زمان معمول بوده است، چرا امام که خود نظریه پرداز ولایت فقیه بودند، مساله تاما این مانع از آن نبود که افراد و نهادهای مختلف ار جمله مجلس نظر خود را اعلام نکنند. من افراد مختلفی را یادم هست که حرفهای درشتی هم در رابطه با امام زده بودند و فکر نمی کردند به نظر امام رسیده است. بعدا فهمیده بودند مکین مطلق را در این موارد مطرح نمی‌کردند؟  هم می گوید : البته در آن دروان به دلیل محبوبیت امام، مخالفت با ایشان یک نوع بدبینی نسبت به شخص در جامعه ایجاد می کرد و از ایشان وقت خواسته بودند و ایشان بلافاصله وقت داده بود. این مساله در سطح جامعه هم انعکاس پیدا می کرد. تحمل، مدارا و آزاداندیشی بخشی از اعتقادات دینی ما است که هیچ نوع تناقضی با مساله قانون اساسی ندارد بلکه قانون اساسی در همه جا به این مساله تاکید کرده است. البته بیم آن هست یک موقع اجماعی پیش آید که به دلیل ناکارآمدی و بدعمل کردن ما، مردم در هیچ موردی را قبول نکنند. من فکر نمی کنم در اصل آن چیزی که انقلاب برای آن اتفاق افتاد، مشکلی باشد.مشکل در عملکرد ما است.گر زمانی مردم تصمیم جمعی و اجماعی بگیرند در برابر موج آن نمی شود ایستاد.


 

به نفع کشور است که بر سر یک امر مهم و بنیادی بنام قانون اساسی اجماع کنیم
مهندس موسوی در پایان این گفتگو ابراز می دارد :آنچه من مطرح می کنم از نظر سیاسی به عنوان یک فرد کوچک که مختصر آشنایی با وضع کشور دارم این است، به نفع کشور ما است که بر سر یک امر مهم و بنیادی بنام قانون اساسی اجماع کنیم.ممکن است بنده و شما عقاید متفرع و مختلفی داشته باشیم ولی لازم است که بر همین قانون اجماع بکنیم و مشکلات را حل کنیم و از این تفرق بیرون آییم و اصلاحات خوبی را در کشور انجام بدهیم . من این را بهترین مساله برای اجماع می دانم . خود قانون اساسی هم وحی نیست و اگر لازم باشد میتواند اصول آن مورد تجدید نظر قرار گیرد همانطور که در سال 68 اینچنین شد .ما اگر این اجماع را داشته باشیم، در فضایی که حضرت امام در این منشور می فرمایند، قضیه بگونه ای خواهد بود که باز هم مردم مدافع ارزشهای اسلامی خواهند بود. اگر مشکلات حل شود مردم دنبال حاکمان می آیند ولی اگر ببینند که آنها را بدبخت تر می کنند، فشار بیشتر می کنند، مشکلات را زیاد می کنند؛ به نظر من اصلا نمی شود روی آن حساب کرد.
وی می گوید :اینکه به مردم بگوییم علی رغم همه بدی ها و ضعف ها و فساد ها پشت حاکمیت بایستید؛ این جوانمردانه نیست. نظام باید مشکلات همه مردم را حل کند یا اینکه در جاهایی که نمی تواند کاری بکند، مردم را قانع سازد.از تکنولوژی هسته ای تا سیاست های اقتصادی و کارآمدی.مردم از این نظام انتظار دارند.
سخن پایانی مهندس موسوی هم یک توصیه و هشدار بود : مردمی که در انقلاب به صحنه آمدند یقینا برای این تحمل اینهمه مشکل نیامدند.آنها آمده بودند تا به رفاه و آزادی برسند.اگر درست عمل نکنیم این فضا از دست می رود نه اینکه ما می خواهیم از دست برود، خودش می رود.حکومت باید مشکلات مردم را حل کند.مثل دفاع مقدس که اگر مردم نبودند دشمنان می آمدند کشور را می گرفتند. آنها که دیگر چرتکه نمی انداختد که اینها مسلمان هستند و باید مراعات کنیم. مشکلات کشور همچنین شکلی دارد اگر دولت در مسائل مختلف کارآمد نباشد مردم برنمی تابند و اعتراض می کنند. عدم کار آمدی به طور قطع به سلب مشروعیت نظام ختم می شود .


 



نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم آبان 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

asriran.com

نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم آبان 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم آبان 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
 
يكي از بينندگان سايتك بنام م.ناصري مطلبي رو براي ما ارسال كردند كه هنوز ما نمي‌توانيم اين مطلب را تاييد كنيم و نياز به تحمل دارد.

عين پيام ارسالي توسط م.ناصري را بخوانيد :
من یک بنگاه دار اردبیلی هستم و الآن این مطلب رو در لندن مینویسم. 8 سال پیش شخصی حدودا 50 ساله نزد من آمد و پیشنهاد یک زمین خواری را داد.من هم قبلا از این کار ها کرده بودم و حتی به همین علت هفت سال است که زندان رفتم! قضیه ی زمین ها رو انجام دادیم. چند ماه بعد یک جوان در بنگاه یک نامه به من داد. وقتی خواندم فهمیدم که شخصی به نام"مشایی" قضیه را فهمیده و میخواهد باج بگیرد. با شریکم "احمدی نژاد" در میان گذاشتم. قرار شد که 700 میلیون تومان به او دهیم. اما راضی نشد و 100 میلیون اضافه کردیم. حتی بعد از این دست از سرمان برنداشت. میخواستم با این مطلب یک اخطاری به اون (به قول شما) "دیکتاتور" بگم که اگر اینطور ادامه بده , همه چیز رو با سند و مدرک به شبکه بی‌بی‌سی می فرستم.این رو هم برای این به شما دادم تا نتونند آی-پی من رو پیدا کنند.
اولین مستندات رو 15 آذر در BBC ببینید

اين مطلب به هيچ عنوان قابل تاييد از نظر ما نيست و تنها خواستم با توجه به اصل صداقت تمام كاربران عزيز را از اين موضوع با خبر كنيم تا با هم ببينيم كه آيا در روز 15 آذر اتفاق خاصي خواهد افتاد يا نه؟!

نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم آبان 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
 
‌نمي‌دانم آقاي احمدي‌نژاد، چه سالي به تهران آمده و در نارمك، ساكن شده است. اما نويسنده اين سطور، دقيقا 40 سال قبل (سال 1348) به عنوان كودكي خردسال به همراه خانواده در همان ميداني كه محل استقرار منزل شخصي آقاي احمدي نژاد است سكونت داشت. از همان زمان، علاوه بر ميوه فروشي و بقاليكه رئيس دولت براي اطلاع از قيمت گوجه فرنگي به آن مراجعه كرد، يك نانوايي سنگكي نبش خيابان سامان و در فاصله كمتر از 500 متري منزل فعلي رئيس دولت، قرار داشت. همچنين در خيابان سمنگان و در فاصله بسيار كوتاه از اين سنگكي‌پزي، نانوايي تافتوني و بربري وجود دارد. لذا با آسودگي ميتوان گفت كه كسب اطلاع از قيمت انواع نان براي احمدي‌نژاد كاري آسان است.

با اين مقدمه، مايلم به سر و صداها و دغدغه‌هاي فراواني اشاره كنم كه در روزهاي اخير پيرامون افزايش بـي‌سـابـقه قيمت نان به راه افتاده و حتي سيماي جمهوري اسلامي ايران را نيز علي‌رغم ارادت ويژه به دولت و رئيس آن، به واكنش واداشته است.

البته ماجراي نان هم مانند بسياري از سوژه‌هاي ديگر، به يك سريال خسته‌كننده <تاييد و تكذيب> تبديل شده و ‌ ‌ لذا به نظر مي‌رسد سر و صداهاي ايام اخير، تحرك چنداني در ميان دولتمردان ايجاد نخواهد كرد. ناگفته نماند كه نان، هم‌اكنون نقش <غذاي غالب> را در سفره اكثر ايرانيان ايفا مي‌كند و به نظر مي‌رسد سهم اغلب هموطنان از نفتي كه قرار بود سر سفره‌هاي آنها بيايد نيز به <نان> داده شده است. لذا تغيير ناگهاني قيمت نان، هم به خودي خود موجب نگراني است و هم تاثير گريز‌ناپذير آن بر قيمت ساير كالاها، مي‌تواند دغدغه‌هاي بيشتري را نصيب اقشار ضعيف و متوسط جامعه كند. خبر اين افزايش زماني به سطح رسانه‌ها كـشـيـده شـد كه تنها دو هفته قبل از آن، معاون برنامه‌ريزي استانداري تهران با رد اخبار مربوط به افزايش غيرمتعارف قيمت نان گفته بود:

‌<‌نان سنگك نه تنها افزايش قيمتي نداشته، حتي قيمت آن كاهش داشته است.> به گفته اين مقام دولتي <وزن نان سنگك از 450 تا 500 گرم به 800 گرم افزايش اما قيمت آن از 200 تومان به 175 تومان كاهش يافته است.> تنها دو هفته بعد از اين اظهارنظر و در شرايطي كه هنوز گراني‌هاي ناشي از طرح هدفمندكردن يارانه‌ها بر زندگي مردم سايه نينداخته است افزايش قيمت انواع نان به حدي رسيده كه رسانه‌هاي اصولگرا نيز فغان برآورده‌اند. اكنون اين سوال ساده قابل طرح است كه <وقـتـي دولـت نمي‌تواند نرخ ضروري‌ترين كالاي مصرفي مردم را عليرغم تسلط نسبي بر كار نانوايان و علني بودن افزايش قيمت آن، كنترل كند چگونه خواهد توانست نگراني مردم و نمايندگان مجلس در خـصـوص گراني‌هاي ناشي از حذف يارانه‌ها را برطرف نمايد؟> ‌

راستي آيا آقاي احمدي‌نژاد اظهار نگراني مكرر نمايندگان اصولگرا و اصلاح طلب مجلس و اقتصاددانان مستقل را شنيده كه بعضي از آنها به صراحت بر ناتواني دولت در كنترل گراني‌ها به خصوص پس از حذف يارانه‌ها تاكيد مي‌كنند؟ آيا اين بار نيز قرار است كه مـوضوع گراني‌ها وارد بازي تكذيب يا طنازي‌هاينه چندان شيرين دولتمردان شود؟ رئيس دولت، هفته پيش به طور سرزده به مجلس رفت تا با استفاده از شيوه‌هاي رواني و تبليغاتي، نمايندگان را به تصويب لايـحه تحول اقتصادي بر اساس تشخيص دولت، تشويق كند. آن روز، نمايندگان مجلس تجربيات و خاطرات خود از عملكرد دولت را قابل اعتمادتر از وعده‌هاي دولتمردان دانستند و از تصويب خواسته رئيس دولت، خودداري كردند. اما ديروز به صورت ناگهاني، ورق برگشت؛ به طوري كه فرياد اعتراضي احمد توكلي – سرشناس‌ترين اقتصاددان اصولگرا– برخاست.

توكلي كه ظاهرا پاسخي از رئيس جلسه دريافت نكرد معتقد بود مصوبات جلسه ديروز، مصوبات قبلي را نقض كرده و اختيارات گسترده‌اي به دولت داده است. به عبارت ديگر در حالي كه تجربه ناكامي دولت در كنترل قيمت يك كالا، پيش روي مردم قرار دارد نمايندگان مردم، اختيارات فراواني براي ايجاد تغييرات گسترده در نرخ انواع كالا و خدمات به دولت مي‌دهند. پس شايد بهتر باشد كه به جاي اميد بستن به مجلس براي دفاع از حقوق ملت، دست به دامان رئيس دولت شويم و از او بخواهيم به جاي حضور سرزده در مجلس، سري به نانوايي‌ها بزند و آثار مقدماتي و رواني لايحه مورد اصرار او– هدفمند كردن يارانه‌ها– را ببيند. شايد قبل از آن به صلاح دولت نباشد پا در مسيري بگذارد كه از هم اكنون، اضطراب را به خانه بسياري از حقوق بـگيران و اقشار ضعيف– و حتي متوسط جامعه– آورده است.
نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم آبان 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
 
 

ايلنا: پس از آنکه میان مصوبات مجلس در مورد مواد 13 و 16 لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها، تعارضی به وجود آمد برخی نمایندگان پیشنهاداتی را برای رفع ابهام ارائه دادند که عموما با مخالفت مواجه شد و رای لازم را کسب نکرد.

محمدرضا خباز سخنگوی کمیسیون اقتصادی مجلس با بیان اینکه در شان مجلس نیست که مصوبه پیشین خود را زیر سوال ببرد از ابوترابی‌فرد که ریاست جلسه را برعهده داشت خواست تا این لایحه را بار دیگر به کمیسیون ویژه بازگرداند تا این تعارض مرتفع شود.

وی به سخنان رئیس‌جمهور مبنی بر اینکه برای اجرای این لایحه عجله نکنید اشاره کرد و گفت: نباید قانون متناقضی را به دولت ارائه دهیم که هرگاه در اجرایش دچار مشکل شد، گناهش را به گردن مجلس بیاندازد.

ابوترابی‌فرد این پیشنهاد را لازم ندانست و گفت: ماده 13 لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها مربوط به تمامی مراحل درآمدی است اما ماده 16 فقط در مورد حامل‌های انرژی است که تعارضی را به وجود نمی‌آورد.

پس از آن جهانبخش محبی‌نیا عضو هیات‌رئیسه مجلس طی پیشنهادی خواستار آن شد که اجرای هدفمندسازی یارانه‌ها از سال جاری تنها مربوط به حامل‌های انرژی نشود و دیگر موارد هدفمندسازی یارانه‌ها را نیز در بر بگیرد این پیشنهاد اگرچه نهایتا با 114 رای موافق به تصویب رسید اما با تذکرات متعددی از سوی نمایندگان مواجه شد از جمله آنکه خباز اعلام کرد هدف از ماده 16 آن بود که دولت به شکل آزمایشی بخشی از لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها را در سال جاری اجرایی کند اما به این ترتیب دامنه اختیارات دولت را گسترش می‌دهید که نوعی زیرکی در قانونگذاری است.

حسن ونایی نیز با کنایه به ابوترابی که ریاست جلسه را برعهده داشت گفت: مدیریت حضرت عالی قابل درک است اما با اصلاح اینچنینی ماده 16، کل ماده ماده 13 و تبصره یک آن حذف می‌شود.

جمشید انصاری نیز رفع ابهام مورد نظر محبی‌نیا را در تعارض با مبانی بودجه‌ای خواند.

احمد توکلی نیز در ادامه این تذکرات به ابوترابی‌فرد گفت: گویا شما می‌خواهید تناقض در مصوبات مجلس را صددرصد کنید قبلا ماده 16 با اصلاحات منظور برخی نمایندگان تنها با ماده 13 تعارض داشت اما با پیشنهاد آقای محبی‌نیا با تبصره‌های این ماده نیز تعارض پیدا می‌کند.

وی افزود: هر بلایی که دلتان خواست سر این قانون آورده‌اید و در حال حاضر نیز به دنبال تغییر ماهیت ماده 16 و تعمیم آن به کل لایحه هدفمندسازی یارانه‌ها هستید.

براساس این گزارش ابوترابی‌فرد در پاسخ به این تذکر سکوت کرد که با فریاد اعتراضی توکلی مواجه شد که می‌گفت جواب من را بدهید و حداقل بگویید که تذکرم وارد هست یا نه؟ در این هنگام ستار هدایتخواه که از جمله نمایندگان حامی دولت است طی تذکری اعلام کرد برخی نمایندگان به بهانه تذکر، در مخالفت با پیشنهادات مطرح شده صحبت می‌کنند و به گونه‌ای حرف می‌زنند که گویی نمایندگان تبانی‌هایی انجام دادند که در مجلس اتفاقی بیافتد این برخورد دون شان مجلس است و رئیس جلسه نباید به آن اجازه مطرح شدن بدهد اما ابوترابی‌فرد برخلاف سخنان هدایتخواه، تذکرات انصاری و توکلی را وارد دانست و علی‌رغم این، پیشنهاد محبی‌نیا را به رای گذاشت. با ارائه 114 رای موافق در مقابل 48 رای مخالف این پیشنهاد مصوب شد که براساس آن دولت از سال جاری می‌تواند تمامی لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها از جمله حامل‌های انرژی و دیگر یارانه‌های مربوط به آب، برق، گندم و... را در سال جاری اجرایی نماید.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم آبان 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
 
 

صفار هرندی وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی روز یک‌شنبه به رشت سفر کرد و در دانشگاه گیلان به سخنرانی پرداخت.

این سخنرانی قرار بود از ساعت 15 آغاز شود اما بسیج و ایادی کودتا با بستن درهای سالن محل سخنرانی از ورود دانشجویان به سالن جلوگیری کرده و عوامل خود را در سالن مستقر کردند. در نهایت با حدود یک ساعت تأخیر درهای سالن به روی دانشجویان باز شد و دانشجویان در حالی که شعارهای ضدحکومتی سر می‌دادند وارد سالن شدند.

ورود صفار هرندی به سالن با شعار «ننگ ما ننگ ما وزیر فرهنگ ما» از سوی دانشجویان مواجه شد. در تمام مدت سخنرانی، دانشجویان با طرح شعارهایی نظیر «مرگ بر دیکتاتور»، «یا حسین، میرحسین»، «دانشجو بیدار است از دروغگو بیزار است» و «دولت کودتا استعفا استعفا» اعتراض خود را به وضعیت کشور اعلام کردند. در این بین اشیایی نیز از قبیل بطری آب به سوی صفار پرتاب شد که به او اصابت نکرد.

گفتنی است با وجود اینکه بسیج سعی داشت قبل از ورود دانشجویان، سالن را با عوامل خود که بسیاری از آنان دانشجو نبودند پر کند اما در این کار نیز ناکام ماند.

در نهایت با بالا گرفتن جو تشنج، صفار هرندی در میان شعارهای «قاتل برو گمشو» از سالن خارج شد.

دانشجویان پس از اتمام سخنرانی صفار هرندی در مقابل دانشکده علوم انسانی تجمع کرده و به خواندن سرود یار دبستانی پرداختند.

لازم به ذكر است گزارش‌هاي ويديويي از اين غرورآفريني دانشجويان غيور دانشگاه گيلان در پست(هاي) بعدي ارسال مي‌گردد

نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم آبان 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

وای! بدبخت شدیم رفت! تمام امیدمان به وحدت نظر بین کروبی و موسوی بود، آن هم بر باد رفت. حالا چه خاکی به سرمان بریزیم؟ چطوری جنبش سبز را پیش ببریم؟ چطوری مردم را قانع کنیم؟ بقول دهخدا: " دیدی چه آمد بر سرم؟" بیچاره شدیم. حالا مجبوریم احمدی نژاد را به عنوان رهبر جنبش سبز انتخاب کنیم، او هم که هزار تا کار دارد. شاید هم دست به دامن سردار محصولی یا یکی دیگر از محصولات میلیاردی دولت نهم و دهم بشویم که وزیر رفاه نشود و بخاطر رفاه حال جنبش سبز رهبری ما را بپذیرد. کیهان و رجانیوز و ایرنا و فارس و سایر رسانه های طرفدار حکومت که به خون کروبی و موسوی تشنه هستند، خبر دادند که میان آن دو اختلاف وجود دارد. مردم و بخصوص سبزها هم که حرف های قبلی این رسانه ها را قبول کرده بودند و منتظر شنیدن همین یک نظر بودند، آهی از ته دل کشیدند و رفتند توی خانه های شان و اعلام کردند که " ما اهل کوفه هستیم، می خواد تنها بماند، می خواد تنها نماند."

 

عبدخدایی گفت: " بین موسوی و کروبی اختلاف وجود دارد."

ما: ای وای! حالا چکار کنیم؟ به نظر شما بهتر است آن دو تا با هم اختلاف داشته باشند یا نه؟

عبدخدایی: البته بهتر است اختلاف داشته باشند.

ما: حالا شما برای چی این خبر را می دهید؟

عبدخدایی: بخاطر اینکه دلم می خواهد طرفداران آنها بفهمند آنها با هم اختلاف دارند.

ما: که بعدش چه بشود؟

عبدخدایی: خداییش یا عبدخداییش این است که وقتی طرفداران شان بفهمند بین آن دو اختلاف است، دیگر یادشان می رود که در انتخابات تقلب شده و یادشان می رود که به موسوی رای دادند و یادشان می رود که قیمت نان شده هزار تومان و یادشان می رود که هفتاد نفر در خیابان کشته شدند و یادشان می رود که هر روز دارند توی خیابان کتک می خورند.

 

جهان نیوز هم که دید عبدخدایی از اختلاف بین موسوی و کروبی حرف زده است، اعلام کرد که " کروبی راهش را از موسوی جدا کرده است." و نوشت " به نام کروبی به کام موسوی"

 

ما: حالا که کروبی راهش را از موسوی جدا کرده است، بهتر است ما دنبال کدام شان برویم؟

جهان نیوز: نصف تان بروید دنبال کروبی، نصف تان هم بروید دنبال موسوی.

ما: بعدش چه می شود؟

جهان نیوز: بعدش مامورین نیروی انتظامی راحت تر کتک تان می زنند.

ما: به نظر شما بهتر نیست همه مان برویم دنبال کروبی؟

جهان نیوز: نه، آقا دستور دادند که نصف تان بروید دنبال کروبی نصفی دنبال موسوی.

ما: چطور است همه مان برویم دنبال کروبی، موسوی را ول کنیم؟

جهان نیوز: نه، موسوی گناه دارد، نصفی دنبال کروبی نصفی موسوی.

ما: حالا بهتر نیست جفت مان برویم به یک طرف بعد آنها بیایند دنبال ما؟

جهان نیوز: نه بچه های عزیز! وقتی بین رهبران اختلاف افتاد بین شما هم باید اختلاف بیافتد، وگرنه ما این وسط ضایع می شویم.

ما: حالا ما از کجا مطمئن شویم که بین این دو تا اختلاف افتاده، یک وقت دیدی جفت شان رفتند نشستند پهلوی هم و گفتند ما با هم اختلاف نداریم. آن وقت چکار کنیم؟

جهان نیوز: ببین! مهم نیست آنها چه می گویند، شاید آنها دلشان بخواهد اختلاف شان را حل کنند، آن وقت شما باید به حرف آنها گوش کنید؟ در حالی که ما که دشمن تان هستیم می گوئیم شما با هم اختلاف دارید، بعد شما که با هم دست هستید نمی خواهید با هم اختلاف داشته باشید؟

 

سبزها به بهشت می روند

 

سی سال بود به زور می خواستند ما را بفرستند بهشت، ما هم مقاومت می کردیم، دم در ایستاده بودیم، هر چه هل می دادند داخل نمی رفتیم. حالا که دسته جمعی می خواهیم برویم جهنم، هر روز یک راه پیدا می کنند که همه مان را بدون تائید صلاحیت بفرستند بهشت. ببین به چه مصیبتی گرفتار شدیم. تا همین بیست و هفت ثانیه قبل می گفتند رنگ سبز نشانه وابستگی به استکبار جهانی است، حالا حجت الاسلام طباطبایی از حامیان " جنبش سبز علوی، همه اش به چیز موسوی" اعلام داشت: " لباس بهشتی ها سبز است." وی توضیح داد که سبزها بیخودی تقلب نکنند و فکر نکنند که اگر لباس شان را عوض کنند، ممکن است بروند جهنم، چون دوربین های پلیس تصویر همه آنها را گرفته و همه را برای رفتن به بهشت به بارگاه الهی معرفی کرده اند، به همین دلیل بدبخت شدیم رفت.

 

رجانیوز هم به جنبش سبز پیوست

 

آقاجان! این آقا را بدبخت کردید. روی پشت بام بد و بیراه می گوئید، توی خیابان که بد وبیراه می گوئید، سینماگر می آید پیش آقا یک دفعه دل درد می گیرد، شاعر می آید پیش آقا یک دفعه حالش خراب می شود و غیب اش می زند تا شش ماه دچار کمیته امداد غیبی می شود، آن هم از هاشمی رفسنجانی که بچه هایش صبح تا شب در داخل و خارج تظاهرات می کنند علیه آقا، موسوی هم که زده به سیم آخر، کروبی هم که سالهاست روی سیم آخر نشسته بود و تکان نمی خورد. آقای مکارم شیرازی هم که تا کاف می گویی فورا تا کهریزک می رود و خودش شده ناراضی نیمه وقت، نخبه ریاضی را هم آوردند که قاتق نان آقا بشود، شد گوشکوب، حالا چپ و راست می زنندش توی سر ایشان که " شما که از جواب خوشت نمی آید، مرض داری سووال می کنی؟" حالا همه اینها به کنار، فقط همین مانده بود که رجانیوز علیه رهبری تیتر بزند. ما که می دانیم آنها هم دل شان با حکومت و دولت نیست( نخند آقای رجانیوز، فکر می کنی من عقل ندارم؟) ولی برای چی خودشان را لو می دهند؟ رجانیوز مثلا برای خراب کردن خانواده هاشمی، تیتر زد که " تحلیل های رهبری از ریشه های حوادث پس از انتخابات آدرس غلط است." آگاهان اعلام کردند که بله، درست است، همین راهی که دارید می روید درست است. به اسم نقل قول از جنبش سبز و برای ضایع کردن خانواده هاشمی هر چیزی می خواهید بنویسید. کسی که شاکی نمی شود، هیچ، فحش خواهر و مادر هم کمتر می خورید. البته به نظر من یک توطئه ملی علیه رهبری توسط رسانه های طرفدار احمدی نژاد و پلیس و سپاه در حال شکل گیری است و من فکر می کنم آنها به دلیل نفرت از آیت الله خامنه ای مخصوصا در سیزده آبان کاری کردند که مردم به جای اینکه به رئیس جمهور بدوبیراه بگویند مستقیما ارادت خودشان را نثار آقا کنند.

 

صفار برو دکتر! صفار برو دکتر!

 

صفار هرندی بعد از بازگشت از دانشگاه گیلان وقت گرفت و به دکتر روانکاو مراجعه کرد.

دکتر: بفرمائید چه ناراحتی دارید؟

صفار هرندی: بسم الله الرحمن الرحیم، شبها خوابم نمی بره

دکتر: الحمدالله، معمولا چه شبهایی خوابتون نمی بره؟ هر شب مشکل دارین؟

صفار هرندی: نه، اتفاقا وقتی که برنامه دارم خوابم می بره، ولی وقتی برنامه ندارم یا به سفر نمی رم یا سخنرانی نمی کنم خوابم نمی بره.

دکتر: عجیبه، معمولا باید برعکس باشه، لطفا بگید دقیقا چه روزهایی خواب تون می بره.

صفار هرندی: من هفته ای دو روز برای سخنرانی به دانشگاه می رم، اون روزها خیلی خوبم، ولی سایر روزها خوابم نمی بره.

دکتر: ممکنه بخاطر سندروم نارسیسیزم باشه، بعضی ها وقتی مورد توجه قرار می گیرند و تشویق می شن احساس آرامش و راحتی می کنن. لطفا بگین که برخورد مردم با شما چطوره؟

صفار هرندی: معمولا من به دانشگاهها می رم و از دولت دفاع می کنم و دانشجوها با کفش توی سر من می زنن....

دکتر: خوب؟

صفار هرندی: در اکثر موارد اول سخنرانی سرم درد می گیره، بعد یک حسی به من می گه علیه چیزی که دانشجوها دوست دارند حرف بزنم، و منم می گم.....

دکتر: عکس العمل اونها چیه؟

صفار هرندی: معمولا یا می گن " قاتل برو بیرون" یا می گن " ننگ ما ننگ ما وزیر فرهنگ ما" یا می گن " صفار برو گمشو"

دکتر: در اون حالت چه حسی پیدا می کنین؟

صفار هرندی: اول لذت شدیدی می برم، حس می کنم یک موجی از یک جائیم راه افتاده و تمام تن و روحم آرامش پیدا می کنه....

دکتر: در چه حالتی بهترین آرامش رو دارین؟

صفار هرندی: یک بار هفت تا دانشجو بعد از مراسم با کفش زدن توی سرم و دو تا شون آجر پرتاب کردن به طرف من که به شونه هام خورد، احساس آرامش عجیبی کردم، تا یک هفته روزی ده دوازده ساعت می خوابیدم، ولی دیگه اون حالت پیش نیومد...

دکتر: در چه حالتی دچار بی خوابی می شین؟

صفار هرندی: در این چهار ماه هر وقت که فحش نمی خورم یا لنگه کفش توی سرم نمی خوره، دچار کم خوابی و اضطراب شدید می شم.

دکتر: هیچ روزی نبوده که سخنرانی نداشته باشین و خواب تون ببره؟

صفار هرندی: چرا، همین روز سیزده آبان رفته بودم به مراسم، یک سبزپوش بهم گفت " قاتل کثافت بازجوی پدرسگ" من اون روز خواب خیلی راحتی کردم.

دکتر: جالبه، قبل از این چهار ماه چطوری بودین؟ خواب تون خوب بود؟

صفار هرندی: بله، مدتی وزیر ارشاد بودم، هفته ای یک روز جلوی انتشار کتابها رو می گرفتم یا مانع برگزاری کنسرت ها می شدم، در اون روزها خیلی راحت بودم، گاهی که یک روزنامه تعطیل می شد، من تا یک هفته خواب راحت داشتم.

دکتر: قبل از اون چی؟

صفار هرندی: قبل از اون مدتی بازجو بودم که تقریبا هفته ای شش روز کار می کردیم و من تقریبا هر روز دوازده تا چهارده ساعت می خوابیدم....

دکتر: من می خوام یک سووالاتی بکنم که کاملا خصوصی یه، ولی باید جواب بدین تا بتونم مشکل شما رو حل کنم...

صفار هرندی: دکتر! هیچ مساله ای نیست، پزشک محرم بیماره، می دونم، بفرمائید....

دکتر: هیچ حالتی وجود داره که جایی برین یا کار خاصی بکنید که حضور کسی یا چیزی باعث آرامش تون بشه.

صفار هرندی: بله، می رم قبرستون، سر قبر مرحوم عموی خدابیامرزم.

دکتر: عمو تون چی کاره بود؟

صفار هرندی: عموم تروریست بود، یعنی شغل خانوادگی بود که ما هم ادامه دادیم، وقتی سر قبر اون می رم خیلی آروم می شم.

دکتر: نه، ببینید، آیا اتفاقی نیافتاده که کسی کاری با شما بکنه که شما آروم بشین؟

صفار هرندی: چرا، هر وقت آقای شریعتمداری....

دکتر: پس با ایشون شما آروم می شین

صفار هرندی: بله، خیلی...

دکتر: ایشون حرف هم می زنه یا فقط کارشو می کنه؟

صفار هرندی: ایشون کار خاصی نمی کنه، ولی وقتی خیلی حالم بد می شه، می رم پیش ایشون و اون برام از بازجویی های خودش تعریف می کنه، همون وقت خمیازه می کشم و احساس خواب می کنم، خیلی خوبه.

دکتر: نه، منظورم رو نفهمیدین، شما با کسی رابطه داشتین که شما رو کتک بزنه، یا شما کسی رو کتک بزنید؟

صفار هرندی: بله، پیش می آد.

دکتر: در اون حال احساس آرامش نمی کنید؟

صفار چشمانش را می بندد: دکتر، چرا، احساس آرامش می کنم، در همین مورد حرف بزنید خوابم می بره....

دکتر: مثلا کسی با شلاق شما رو شدیدا بزنه و ناخنش رو بکشه روی پوست تون...

صفار هرندی خروپف می کند و به خواب عمیق فرو می رود.

 

براساس خبرهای واصله صفار هرندی که بعد از فحش خوردن در سه دانشگاه تهران، پرتاب لنگه کفش توسط دانشجویان، فحاشی شدید در اهواز، دیروز به گیلان رفته بود، با شعار " ننگ ما ننگ ما وزیر فرهنگ ما" مواجه شده بود، در مورد معنی دیکتاتور گفت: " دیکتاتور کسی است که به زور 13 را بزرگتر از 24 نشان می دهد." دانشجویان بعد از شنیدن این جمله می خواستند به او حمله کنند و جورابش را بادبان کنند، اما یادشان آمد که با بسیج دانشجویی فرق دارند، به همین دلیل به همین سخنان اکتفا کرده و سالم به پایگاه خود بازگشتند.

 

هادی حیدری آزاد شد

 

بدبختی جنبش سبز و دوستانش این است که خودشان گاهی نمی فهمند چه پیروزی بزرگی به دست آورده اند، در حالی که دشمنان شان دقیقا همین را می فهمند. مثلا در مورد همین سیزده آبان، تقریبا هیچ شکی وجود ندارد که محافظه کاران گفته اند که بین 500 نفر تا حداکثر سه هزار نفر از سبزها در سیزده آبان حضور داشتند، از این تعداد 109 نفر دستگیر شدند که 70 نفرشان تا دیروز آزاد شدند، چهل نفرشان امروز آزاد شدند، فردا هم قرار است 25 نفر دیگر آزاد بشوند، می ماند 210 نفر از آن 109 نفر که آنها هم تا سه روز دیگر آزاد می شوند. بعد بخاطر همین 500 نفری که بقول کیهان در مراسم سیزده آبان حضور داشتند، هفتاد درصد اخبار ایسنا، پنجاه درصد اخبار فارس، 108 درصد اخبار ایرنا، 78 درصد اخبار جهان نیوز ،  چهل درصد اخبار جام جم و 64 درصد اخبار رجانیوز مربوط به همین 500 نفر تظاهر کننده است. تازه این پانصد تا دو هزار نفر هم یکی از رهبران شان که موسوی بود از ترس توی ایرنا قایم شده بود و یکی شان که کروبی بود، با گاز اشک آور زخمی شده بود. حالا ببینید اگر رهبران جنبش آمده بودند چه خبر می شد. و جالب این که تمام رسانه های طرفدار دولت که حداقل سه میلیون از حامیان شان با صد تا اتوبوس در تظاهرات سیزده آبان شرکت کرده بودند، به جای اینکه خبر از حضور میلیونی طرفداران شان بدهند که ششصد برابر مخالفان بودند، همه اش اخبار جنبش سبز را منتشر می کنند.

 

از همه اینها گذشته چهار نفر از کمیلی ها، از جمله هادی حیدری و شیرکوند و سایر دوستان آزاد شدند. تبریک تبریک تبریک!

نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم آبان 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم آبان 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

چرا عاملان جنایات کهریزک محاکمه نمی شوند

شیرین عبادی برنده جایزه نوبل سال ۲۰۰۳ ورییس کانون مدافعان حقوق بشر در گفت وگو با روز با اشاره به خبرهایی که از انتقال احتمالی سعید مرتضوی به دولت برای تصدی پست ریاست سازمان تعزیرات حکومتی منتشر شده است گفت که نقش و مسوولیت نامبرده در فجایعی که در کهریزک اتفاق افتاده قابل تردید نیست. وی این اظهارات را در شرایطی بیان کرد که روز گذشته، حتی آیت الله مکارم شیرازی خواستار "محاکمه" عاملا جنایات کهریزک شده بود. عبادی همچنین تشریح کرد که چگونه دو سال است به شکایات وی علیه دروغ پراکنی های خبرگزاری ایرنا وروزنامه کیهان رسیدگی نشده است. این گفت و گو را می خوانید.

 

شکایت شما از مدیرعامل ایرنا و کیهان بعد از دو سال به کجا انجامید؟

 دوسال قبل به علت مطالب کذب وافتراهای فراوانی که روزی نامه کیهان علیه من منتشر می کرد بالاخره شکایتی مشتمل بر ۱۵ مورد دروغ و افترا علیه کیهان و مدیرمسوولش ونویسندگان مطالب کذب از جمله پیام فضلی نژاد ونیز علیه مدیرعامل ایرنا که به دروغ من را متهم به مسائل ضددینی کرده بود مطرح کردم. متاسفانه هنوز هیچ قاضی ای جرات نکرده که درمقابل مدیرعامل ایرنا اقدامی انجام دهد. به شکایت درمورد روزنامه کیهان و نویسندگانش هم هنوز رسیدگی نشده است. پرونده از دو سال پیش در دادگاه است و هنوز بلااقدام باقی مانده. این جای تعجب نیست. چرا که بسیاری از دیگر پرونده هایی که علیه متهمان سرشناس حکومتی مطرح شده اند هم تا کنون بلااقدام باقی مانده اند.

 

برخی  از افرادی که در سالهای گذشته دست اندر کار آزار  شهروندان بوده اند طی هفته های گذشته  بدون آنکه پاسخگوی اقدامات خود باشند به پست های حساس گمارده شده اند. این روند را چگونه می بینید؟

متاسفانه عدم مسوولیت و عدم پاسخگویی در میان مقام های ما رایج شده است. به عنوان مثال می توانم به پرونده آقای نقدی اشاره کنم که سابقا به سه ماه حبس تعزیری محکوم شده بودند اما این حکم نه تنها در مورد ایشان اجرا نشد بلکه حتی با وجود پرونده 18 تیر، که در افکار عمومی مردم ایران هیچ گاه بسته نمی شود، اخیرا ترفیع مقام پیدا کردند و به فرماندهی کل بسیج رسیدند. یا می توانم به متهمان بازداشتگاه کهریزک اشاره کنم که دلایل مجرمیت آنان آنچنان واضح وآشکار بود که حتی حکومتی که علاقه مند به شنیدن صدای مردم نبود مجبور به بستن بازداشتگاه کهریزک شد. درحالتی که تا به امروز هیچ یک از مسوولین چنین جنایاتی به سزای اعمال خود نرسیده اند. حتی در یکی از سخنان فرماندهان انتظامی آمده بود که به خاطر چند تخلف نمی توان ماموری را بازداشت کرد وباعث دلسردی سایر مامورین شد. بی مجازاتی افرادی که باعث مرگ جوانانی از قبیل شادروان روح الامینی شده اند باعث می شود که مردم نسبت به دستگاه عدالت بی اعتمادتر بشوند. این در حالی است که در مقابل، مردم عادی که از حقوق مندرج در قانون اساسی استفاده می کنند و در راهپیمایی های مسالمت آمیز به خیابان می روند و از حق قانونی خود برای بیان مقاصد خود استفاده می نمایند  بلافاصله از سوی حکومت دستگیر و متهم می شوند. این یک بام و دو هوا را نمی توان تفسیر کرد. مردم بی گناهی که در خیابان راه می روند به جرم کودتا دستگیر، محاکمه و محکوم به حبس های طویل المدت می شوند، اما افرادی که مسبب فجایع کهریزک هستند وحکومت هم قبول دارد که در کهریزک فجایع اسفباری رخ داده تحت تعقیب قرار نمی گیرند.

 

.. در همین ارتباط، به عنوان نمونه شنیده می شود آقای مرتضوی قرار است که ریاست سازمان تعزیرات حکومتی را به عهده بگیرند. با توجه به نقش وی در بدرفتاری گسترده با فعالان سیاسی واجتماعی  به خصوص بعد از انتخابات، چنین انتصابی را چگونه ارزیابی می کنید؟

نقش ومسوولیت آقای مرتضوی در فجایعی که در کهریزک اتفاق افتاد قابل تردید وانکار نیست. زیرا ایشان ریاست دادسرای تهران بزرگ را برعهده داشتند و کلیه دستگیری هایی که منجر به چنین فجایعی شد درتهران بزرگ و زیر نظرایشان و توسط ضابطین ایشان صورت گرفت. بنابراین با هر نوع معیار وضابطه قانونی که بخواهیم به این مساله نگاه کنیم، اگر در کهریزک فجایعی از جمله قتل شادروان روح الامینی اتفاق افتاده است، مسبب آن دادستانی است که کلیه ضابطین تحت نظر او انجام وظیفه کرده اند. در عین حال لازم به یادآوری می دانم وقتی که درتاریخ ۲۵ خرداد ماه مامورین برای دستگیری همکار من آقای عبدالفتاح سلطانی به دفتر وکالتشان مراجعه و ایشان را دستگیر می کنند، وی از آنها برگه دستور بازداشت قانونی خود را مطالبه می نماید. ولی معلوم می شود آنها باتوجه به دستور کلی دادستان یعنی آقای مرتضوی که دو روز قبل از انتخابات صادر کرده بودند و گفته بودند هر کسی را که مظنون است می توانید بگیرید، به دستگیری وی اقدام کرده اند. این حقیقت نشان دهنده آن است که آقای دادستان از مقررات قانونی تخلف کرده و قبل از اینکه جرمی اتفاق بیافتد دستور کلی و در حقیقت حکم بازداشت سفید امضا به مامورین خود داده است تا هر کس را که بخواهند دستگیر کنند. بنابراین تخلفات آقای مرتضوی درهمه زمینه ها غیرقابل انکار است. حتی من به خاطر دارم چند سال قبل علیه ایشان به دادسرای انتظامی شکایت شد. دادسرای انتظامی پرونده را با قبول شکایت به دادگاه انتظامی قضات ارسال کرد. درآنجا ایشان به چند ماه انفصال از خدمت محکوم شدند. متاسفانه با اعمال نفوذی که به عمل آمد مانع از اجرای مجازات انتظامی در مورد ایشان شدند. شاهد هستیم که به جای اینکه مقررات قانونی را در مورد یک قاضی متخلف اجرا کنند برای او حکم مسوولیت جدید در نظر گرفته اند. مجموعه این اعمال باعث می شود که اعتماد مردم به دستگاه قضایی سلب شود. من امیدوارم که مسوولین قضایی با درایت کافی وبا توجه به مقررات قانونی کاری کنند که اعتماد مردم مجددا به این دستگاه جلب شود. زیرا که در نبود یک دستگاه عادلانه همه ما زیان خواهیم دید. حتی افرادی که اکنون خود را مصون از مجازات می بینند هم ممکن است روزی از نبود عدالت زیان ببینند.

 

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم آبان 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

احمدی نژاد مجلس را عقب زد

درحالی که برخی از نمایندگان تغییر مصوبات قوه مقننه در مورد لایحه حذف یارانه ها را تنها با دخالت آیت الله خامنه ای ممکن دانسته بودند، مجلس دیروز در اقدامی غیر منتظره با تغییر و تصویب ماده 16 این لایحه، اختیارات صد درصدی درآمد و هزینه طرح هدفمند کردن یارانه ها را به دولت واگذار کرد.

اين مصوبه به دنبال آن به تصويب نمايندگان مجلس شوراي اسلامي رسيد كه محمود احمدی‌نژاد علاوه بر سخنانی که سه‌شنبه هفته گذشته در مجلس مطرح کرد در اطلاعیه‌ای که سه روز پیش از سوی دفترش صادر شد نیز اعلام کرد که اجرای لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها در قالب بودجه را نمی‌پذیرد.

به موجب این مصوبه مجلس، که در حین تصویب 51 مخالف داشت، دولت مجاز شد تا در راستای اجرای این قانون وجوه حاصل از طرح هدفمند کردن یارانه ها را به ردیف درآمدی مربوطه و مندرج در قانون بودجه واریز و معادل صد در صد اعتبار تحت عنوان اعتبارات موضوع هدفمند سازی یارانه ها (اهم از درآمد و هزینه) را هزینه کند. همچنین بنا بر این مصوبه مجلس، در ماده 13نیز تغییراتی حاصل شد که بنا بر آن  دولت را می تواند تمام منابع حاصل از اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها را به حساب خاصی به نام "هدفمند کردن یارانه ها" نزد خزانه داری کل کشور واریز کند.

اکثريت نمايندگان مجلس معتقدند با تصويب  ماده  16ضمن تامين نظر دولت، امکان نظارت مجلس بر چگونگي نحوه هزينه کرد درآمد حاصل از هدفمند کردن يارانه ها تامين و همچنين مغايرت واگذاري 100 درصدي اختيارات به دولت با مصوبه مجلس در ماده 13 نيز رفع و برطرف شده است.

اين درحالي است كه برخي ديگر از كارشناسان اقتصادي ونمايندگان مجلس معتقدند با مصوبه روزيك شنبه مجلس يك تناقض بزرگ ميان ماده 13 وماده 16 ايجاد شده كه درنهايت نظارت مجلس برنحوه نظارت بر هزينه كرد درآمد حاصل از هدفمند كردن يارانه ها كاملا مخدوش شده است. همچنین ماده 16 لایحه هدفمند کردن یارانه ها تا پیش از تغییرات روز گذشته نمایندگان مجلس تنها برای سال 88 در نظر گرفته شده بود و طی آن دولت تنها اجازه اجرای هدفمند کردن یارانه حامل‌های انرژی را داشت، اما با مصوبه روز یکشنبه، علاوه بر برداشتن قید زمانی سال 88  مجلس به دولت اجازه داده است تا علاوه بر اجرای هدفمندسازی حامل‌های انرژی، دیگر موارد هدفمندسازی یارانه‌ای از جمله واقعی کردن قیمت آب، برق، گندم و دیگر کالاهای یارانه‌ای را نیز در سال جاری اجرا کند.

در حقیقت مصوبات روز گذشته  مجلس در بررسی ماده 16 هدفمند کردن یارانه ها، نقض مصوبه هفته گذشته آنها در ماده 13 است که حضور غیرقانونی و همراه با تهدید و اعتراض محمود احمدی‌نژاد در پی داشت.

 

دخالت رهبری و راهکار فراقانونی

تغییر و تصویب ماده 16 لایحه هدفمند کردن یارانه ها و تغییر ماده 13 مطابق خواست محمود احمدی نژاد در حالی صورت گرفت که بسیاری از چهره های سرشناس مجلس در طول 5 روز گذشته بارها تاکید کرده بودند که از نظر قانونی مجلس نمی تواند در مصوبات خود درلایحه هدفمند کردن یارانه ها تغییر انجام دهد و تنها راهکار قانونی برای تامین نظر محمود احمدی نژاد و تغییر در این مصوبات، دخالت آیت الله خامنه ای است.

درهمین باره پیش از این احمد توکلی رییس مرکز پژوهش های مجلس با اشاره به اشکالات قانونی درباره تغییر در ماده 13 و موارد تصویب شده لایحه هدفمند کردن یارانه ها گفته بود: "امکان تامین نظراحمدی نژاد از نظر آیین نامه‌ای وجود ندارد چون مجلس ماده 13 را تصویب کرده است و علی‌القاعده نمی‌تواند به اصلاح دوباره آن بپردازد."

رییس مرکز پژوهش های مجلس در ادامه اظهاراتش در روز چهارشنبه هفته گذشته تنها راه باقی مانده برای قبول درخواست احمدی نژاد توسط مجلس را ورود آیت الله خامنه ای دانسته و اعلام کرده بود که: "راه حل غیر آیین نامه‌ای وجود ندارد و راه حل فراقانونی نیز در اختیار ولی فقیه است و ما نمی‌توانیم در این زمینه کاری بکنیم."

این اظهارات توکلی در حالی بیان می شد که که غلامرضا مصباحی مقدم رییس کمسیون ویژه طرح تحول اقتصادی نیز همزمان از تامین نظر رهبری و قانع شدن نمایند ه وی درباره مصوبات مجلس خبرداده و اعلام کرده بود که "از سوي رهبري، آقاي آقامحمدي به عنوان نماينده ايشان به مجلس آمدند و مسايل مطرح شده در ديدار رهبري با آقای احمدی نژاد را با هيات رييسه مطرح كردند.قرار بر اين بود تا در صورت قانع شدن نماينده رهبري، رهبري نظر ديگري نداشته باشد."

این در حالی است که ظاهرا نظر آیت الله خامنه ای در این باره تامین نشده بود چرا که غلامرضا مصباحی مقدم روز شنبه در اظهاراتی دیگر که حاوی راهکارهای تغییر مصوبات مجلس و تامین نظر احمدی نژاد در لایحه هدفمند کردن یارانه ها بود یکی از راهکارها را "دستور رهبری" دانسته وگفت: "اگر رهبر معظم انقلاب به صلاح بدانند، می توانند یادداشتی را در این خصوص به مجلس ارائه کنند زیرا نمایندگان مجلس تابع تکلیف هستند."

همزمان با این موضوع روز شنبه حسن فیروزآبادی رییس ستاد کل نیروهای مسلح و حامی احمد نژاد  که از چهره های نزدیکه به آیت الله خامنه ای است هم در اظهاراتی که می توانست برای نمایندگان حامل پیام هایی باشد گفت: "شكرانه شجاعت و فداكاري آقاي دكتر احمدي‌نژاد و دولت محترم آن است كه مجلس شوراي اسلامي و نمايندگان محترم با نگاه كمك به دولت، تسهيلات بيشتري براي اجراي طرح هدفمندكردن يارانه‌ها براي دولت در نظر بگيرند."

تحلیلگران معتقدند با توجه به اظهارات محکم نمایندگان مجلس در طول روزهای گذشته که همگی بر این مساله تاکید داشتند که "از نظر قانونی دراین مرحله هیچ راه حلی وجود ندارد" به نظر می رسد راهکار فراقانونی دخالت رهبری موجب شده تا نظر نمایندگان تغییردر این مدت کوتاه کند.

 

هربلایی خواستید سر این قانون آوردید

تغییر مصوبات هفته گذشته مجلس و تامین نظر دولت با تغییرو تصویب ماده 16 لایحه هدفمند کردن یارانه ها روز گذشته در حالی انجام شد که این تغییرات ابهامات قانونی فراوانی را در مصوبات گذشته به وجود آورد که همین مساله نیز مخالفت های زیادی را در پی داشت.

به گزارش خبرگزاری ها، درهمین ارتباط  محمدرضا خباز سخنگوی کمسیون اقتصادی مجلس اعلام کرد که "در شان مجلس نیست مصوبه پیشین خود را زیر سوال ببرد."

او همچنین در تذکرش به محمد حسن ابوترابی فرد که ریاست جلسه روز گذشته مجلس را به عهده داشت گفت: "نباید قانون متناقضی را به دولت ارائه دهیم كه هرگاه در اجرایش دچار مشكل شد، گناهش را به گردن مجلس بیاندازد."

این درحالی بود که ابوترابی فرد تذکر خباز را وارد ندانسته و با دادن این کد که "ماده 16 فقط در مورد حامل‌های انرژی است كه تعارضی را به وجود نمی‌آورد" موجب شد تا جهانبخش محبی نیا پیشنهاد کند که "اجرای هدفمندسازی یارانه‌ها از سال جاری تنها مربوط به حامل‌های انرژی نشود و دیگر موارد هدفمندسازی یارانه‌ها را نیز در بر بگیرد." که این پیشنهاد نیز با 114 رای به تصویب رسید.

احمد توكلی نیز در ادامه این تذكرات به ابوترابی‌فرد گفت: "گویا شما می‌خواهید تناقض در مصوبات مجلس را صددرصد كنید، قبلا ماده 16 با اصلاحات منظور برخی نمایندگان تنها با ماده 13 تعارض داشت اما با پیشنهاد آقای محبی‌نیا با تبصره‌های این ماده نیز تعارض پیدا می‌كند."
رییس مرکز پژوهش های مجلس با یک جمله کلیدی تذکرش را به پایان برد و وخطاب به رییس جلسه گفت: "هر بلایی كه دلتان خواست سر این قانون آورده‌اید و در حال حاضر نیز به دنبال تغییر ماهیت ماده 16 و تعمیم آن به كل لایحه هدفمندسازی یارانه‌ها هستید."

 

مراجع تقلید نگران اند

روز گذشته همزمان با دادن اختیارات صد درصدی مجلس به دولت درطرح هدفمند کردن یارانه ها و بخصوص بخش اجرا و واقعی سازی قیمت های آب و برق و کالاهای اساسی مانند گندم از سال جاری، محسن غرویان از نگرانی مراجع تقلید درباره طرح هدفمند کردن یارانه ها خبر داد.

شاگرد سابق مصباح یزدی در همین باره به خبرگزاری ایلنا گفت: "طرح هدفمند كردن يارانه‌هاي دولت كه در مجلس مطرح است، سبب شده تا مراجع نسبت به وضعيت برنامه‌هاي اقتصادي دولت نگراني‌هايي داشته باشند."

وي با اشاره به برخي گراني‌ها از جمله نان در روزهاي اخير ادامه داد: "اقلامي همچون نان، برق، آب و گاز از نيازهاي اوليه مردم مي‌باشد كه قيمت آنها كم‌وبيش افزايش يافته و موجب نگراني‌ مراجع شده است."

این اظهارات محسن غرویان درحالی است که هفته گذشته نیز دوتن از مراجع (جوادی آملی و همچنین صافی) نسبت به اجرای سیاست های نادرست اقتصادی و افزایش گرانی ها ابراز نگرانی کرده بودند.

در همین باره آیت الله جوادی آملی گفته بود: "نگهبان اعتقاد مردم اقتصاد است، توقع نداشته باشيد همه مثل سلمان و اباذر و کساني که در شعب ابيطالب بودند، باشند."

آیت الله جوادی آملی با بیان این که "اگر دولتی با وجود این همه سرمایه شامل نفت و آب و خاک از کشور ديگري مواد غذايي وارد کند، معلوم مي شود بي عرضه است" گفته بود: " جهنم فقط براي آدم شرابخوار نيست براي آدم بي عرضه هم هست."

این نگرانی ها درحالی مطرح می شود که بنا بر مصوبه مجلس و دادن اجازه واقعی کردن قیمت آب و برق و برخی کالاهای اساسی مانند گندم به دولت، به گفته کارشناسان قیمت این اقلام تا چند صد درصد افزایش خواهد یافت. همچنین اقتصاد دانان پیش بینی کرده اند که بنا بر شواهد موجود و تورم 20 درصدی کنونی با اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها (مورد نظر دولت)نرخ تورم به بیش از 60 درصد افزایش می یابد.



نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم آبان 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |


 

همزمان با لغو دور دوم انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان و اعلام حامد کرزای بعنوان رئیس جمهور افغانستان، در یک کشور مسلمان دیگر هم انتخابات برگزار شد. این کشور مسلمان تونس است که هفته گذشته در آن یک انتخابات فرمایشی برگزار شد و "زین العابدین علی" که 22 سال است بر تونس حکمرانی می کند، بعنوان پیروز انتخابات این کشور اعلام شد!

مطبوعات چپ فرانسه که اخبار کشورهائی نظیر الجزایر و تونس را بیش از دیگر کشورهای افریقائی - خاورمیانه ای پوشش می دهند سخنی از پیروزی در انتخابات نگفتند، بلکه نوشتند "بن علی" بار دیگر در سمت خود ابقاء شد!

انتخابات منجر به کودتا در جمهوری اسلامی، سرود یاد مستانی نداد که سالهاست در کشورهای اسلامی مستانه حکمرانی می کنند، اما توانست توجیه کننده افتضاحات انتخاباتی نظیر آنچه در افغانستان و تونس روی داد بشود.

مطبوعات چپ فرانسه درباره انتخابات تونس نوشتند که روشنفکران ومردم این کشور نسبت به این انتخابات و نتیجه آن اعتراض دارند.

بن علی 22 سال است در راس یک رژیم نیمه نظا می و نیمه تکنوکرات استبدادی قرار دارد که هر بار نیز بنا به گفته مقامات این کشور با بیش از 90% آرا در پست ریاست جمهوری ابقاء می شود. امری که در مصر نیز جاری است و سوریه نیز تقریبا همین وضع را دارد. حسنی مبارک رئیس جمهور مصر نیز اخیرا وعده داده که پسرش جانشین وی خواهد شد. کاری که آقای خامنه ای نیز گویا تدارک آن را با کودتای اخیر دیده است. یعنی نشستن "مجتبی" به جای پدر. حتی اگر اخبار مربوط به این مسئله شایعه هم باشد، این شایعه آنقدر قوی است که یکی از شعارهای مردم در تظاهرات مختلف پس از انتخابات اینست "مجتبی بمیری- رهبری رو نبینی!"

نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم آبان 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

پیام ویدیوئی شیخ مهدی کروبی
دیدار دو ساعت احمدی نژاد و امریکائی ها
مردم را سر کار گذاشته اند

احمدی نژاد و آقایانی که 13 آبان امسال خیلی ضد امریکائی شده بودند و می گفتند هیچ شعاری غیر از "مرگ بر امریکا" نباید داده شود، در نیویورک با حضور و هدایت احمدی نژاد با امریکائی ها مذاکره دو ساعته ای داشتند که هنوز هیچ گزارشی درباره آن به مجلس و مردم نداده اند. بدستور همین آقایان، روز 13 آبان عده ای بی خبر را که عمدتا بچه مدرسه ای ها بودند مقابل سفارت امریکا جمع کردند تا شعار "مرگ برامریکا" بدهند و در خیابان های منتهی به سفارت امریکا با مردم معترض با چوب و چماق و زنجیر و گلوله های رنگ و نارنجک گاز فلفل مقابله کردند و شب هم در سیما گفتند که جرم آنها که کتک خوردند این بوده که "مرگ بر امریکا" نگفته اند! عکس زننده ای را در همین سیما از آیت الله منتظری به نمایش گذاشتند که قسمت بالای آن را حذف کرده بودند تا عمامه ایشان دیده نشود و شکل مجرم پیدا کند و سپس جرم ایشان را هم اینگونه اعلام کردند: "حسینعلی منتظری گفت که اشغال سفارت امریکا غلط بوده و بی بی سی هم این خبر را بزرگ کرد!"

شیخ مهدی کروبی که خود و محافظانش به همراه مردمی که آنها را همراهی می کردند، در روز 13 آبان مورد تهاجم قرار گرفته بود، در پیام ویدیوئی اش اشاره به همین نکات می کند که می شنوید و می بینید!

نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم آبان 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
html>